![]() |
![]() |
|
| ظهور حق |
|
امام زمان کیست؟ رسول اعظم (ص) می فرمایند: خوشا بحال آنکس که قائم اهل بیت ما را درک کند و در غیبت و پیش از قیامش پیرو او باشد، دوستانش را دوست بدارد و با دشمنانش دشمن باشد چنین کسی در روز قیامت از رفقاء و دوستان من و گرامی ترین امت من خواهد بود. امام زین العابدین (ع) نیز می فرمایند: «آگاه باشید که مبغوض ترین مردم نزد خداوند کسی است که به سنت و مذهب امامی معتقد باشد و به اعمالش اقتداء نکند. برای آنکه بتوان یک منتظر واقعی بود و برای آنکه بتوان امام زمان را یاری نمود (راهای یاری رساندن به امام ) و برای اینکه او را اسوه خود قرار داد و... باید وی را شناخت. این شناخت، هم از نظر چهره(اطلاعات بیشتر) و هم از نظر اخلاق ایشان است. من در اینجا فقط به ذکر صفات اخلاقی ایشان می پردازم و در (صفحه بعد) به صفات ظاهری وی. برای اختصار مطلب نیز آنرا به صورت لیست ذکر کردم. 1. عدل امام زمان: همه می دانیم که امام زمان برای چه ظهور می کند. او برای برقراری عدالت و مبارزه با ظلم و بی عدالتی ظهور می کند و در رائس فظائل اخلاقی ایشان عدل قرار دارد. پس کسی که ادعای تشیع و انتظار مهدی موعود (ع) را دارد باید مثل خود ایشان عادل باشد و در حق هیچ بنده ای ظلم نکند ولو کافر باشد. و نیز نباید ظلم به دیگران را تحمل کند. همانطور که خود امام زمان نیز همین گونه است و در برابر ظلم به پا می خیزد. 2. بخشندگی و عدم دلبستگی به ظاهر دنیا: حتماً می دانید که انسان بیش از هفتاد سال در این دنیا نیست همانطور که رسول الله(ص) می فرمایند: ... «و هرگاه به هفتاد سالگی رسیدی پس خود را جزء مردگان به حساب آور... .» در عوض در آخرت جبران می کند و تا بی نهایت زنده می ماند. پس آیا به نظر شما ارزشی دارد که انسان به خاطر چند صباح کوتاه زندگی جاودانه خود را در نزد خدای تعالی را به درد و عذاب در نزد شیاطین مبدل کند، و هفتاد سال را فدای بی نهایت(∞) کند. در نزد امام زمان نیز دنیا ذره ای ارزش ندارد و امام رضا (ع) نیز در این باره می فرمایند: لباس قائم ما چیزی نسیت جز پوشاکی خشن و غذای او چیزی نسیت جز طعامی خشک. (البته سوء تفاهم نشود. «وضعیت پس از ظهور») اگر شما مال و منال زیادی دارید چرا به این مال حرص می ورزید مطمئن باشید که پس از هفتاد سال هیچ چیزی ار این اموال به شما نخواهد رسید جز سنگ قبری ناچیز. پس چه بهتر که آنرا برای خود جاودانه کنید. از تشریفات اصرافی که موجب از دست رفتن مال و سرمایه می شود بپرهیزید. 3. اعمال خود را بهینه و تزکیه کنید: امام زمان (ع) در این زمینه می فرمایند:«آنچه ما را از مردم پوشیده نگه داشته جز اعمال ناپس آنها که ما آنها را ناپسند می دانیم نیست.» در جائی دیگر نیز به شیعیان توصیه می کند که: «هریک از شما باید به گونه ای عمل کند که کارهایش او را به دوستی و محبت نسبت به ما نزدیک کند و از کارهایی که موجب خشم ماست دوری گزیند.» امام جعفر صادق (ع) نیز می فرمایند: ما کسی را مومن نمی شماریم تا اینکه نسبت به تمام امر ما پیروی، علاقمند باشد، توجه کنید که البته از جمله پیروی و خواستن امر ما ورع پرهیزکاری است، پس خود را بدان زینت دهید که خداوند متعال بر شما رحمت آورد و به وسیله ورع، دشمنانمان را در رنج و فشار قرار دهید ه خداوند شما را عزت دهد و باقی گذارد. پس ما که ادعای تشیع داریم باید در حد توان خود آئینه آن حضرت باشیم و هر آنچه او دوست دارد و انجام می دهد و توصیه می کند عمل کنیم و آنچه را که نهی می کند و دوست ندارد دوری کنیم، چراکه او نماینده خداست. |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و نهم مرداد 1386ساعت 11:35 توسط محمود جنامی |
|
|
جزیره خضراء افسانه یا واقعیت؟! قبل از اینکه شما این مطلب رو بخونید باید بدونید که اصلاً جزیره خضراء چی هست برای اینکه اطلاعات مفصلی در این زمینه بدست آورید، به اینجا مراجعه کنید. اما در اینجا به طور کاملاً خلاصه مطالبی را به عرض شما می رسانم و می روم سر اصل مطلب. مختصری بر این جزیره: روایت این جزیره، که گفته می شود امام زمان و همسر و فرزندان و نزدیکانش در آن سکونت از یک طلبه ناشناس عراقی ذکر شده که همراه استادش اماکن مختلف سفر می کنند تا اینکه او از استادش جدا می شود و به دنبال جزیره خضراء به راه می افتد و در اسپانیا به مردی بر می خورد که او را سوار کشتی خود می کند و پس از چند ماه به جزیره خضراء می رسد که مانند بهشت زیبا است و در آن امام زمان را ملاقات می کند و... . این روایت در میان شیعیان روایتی پر التهاب و اختلاف است و خیلی ها کاملاً به آن معتقدند و از آن طرفداری می کنند و برعکسش هم صدق می کند یعنی اینکه خیلی ها با آن مخالف اند و آن را جعلی و فقط یک داستان رومانتیک غیر واقعی به حساب می آورند. در ادامه این مطلب به ذکر عقاید و ادله هر دو این گروه می پردازم تا شما دوستان عزیز بتوانید بی طرفانه و با قضاوت خود تصمیم بگیرید که این داستان را باور کنید یا خیر. جزیره خضراء همان مثلث برمودا است. معمولاً کسانی که به جزیره خضراء معتقدند اصرار دارند که مثلث برمودا را همان جزیره خضراء معرفی کنند. یکی از کسانی که از این مدعا دفاع کرده آقای ناجی نجار است او کتابی هم در این باره نوشته که چکیده آن را در ذیل ذکر می کنیم. موقعیت جغرافیائی مثلث برمودا: «در غربی ترین نقطه اقیانوس اطلس منطقه اسرارآمیز و اعجاب انگیزی هست که مدت درازی توجه خبرگزاری ها و رسانه های گروهی جهان را به خود جلب کرد و اخبار پرشور و هیجان آن مدتی تیتر اصلی روزنامه های علمی جهان بود. حوادثی که در این منطقه از اقیانوس اطلس برای کشتی ها و هواپیماها روی داده است به قدری جالب و شنیدنی است که ممکن است شنونده آن را افسانه بپندارد، زیرا هرگز چنین رویدادهایی در دیگر نقطه جهان اتفاق نیفتاده است. این منطقه در زبان علمی جهان به مثلث برمودا شهرت یافته است.» دانشمندان از حوادث بی شماری که در این جزیره اسرار آمیز رخ داده در سرگردانی مانده اند. حوادثی شگفت انگیز و غیر قابل توجیه زیادی دراین مثلث رخ داده است که چند تا از آنها را در زیر ذکر می کنم: حوادث مثلث برمودا: 1. سرگردانی در زمان: «چند سال پیش یک فروند هواپیمای شرکت «national airlines» با 127 سرنشین به فرودگاه میامی «فلوریدا» از سمت شمال شرقی نزدیک شد و محل فرود آمدان آن از طرف مسئولین فرودگاه تعیین گردید، ولی ناگهان هواپیما از دیدگاه برج نگهبانی ناپدید شد و پس از سپری شدن ده دقیقه یکبار دیگر ناگهان هواپیما بر فراز فرودگاه ظاهر شد و به شکل عادی فرود آمد، ولی سرنشینان هواپیما از وحشتی که بر فرودگاه حاکم بود دچار شگفتی شدند، به خصوص وقتی که متوجه شدند که ساعت همه سرنشینان هواپیما ده دقیقه عقب تر از ساعت فرودگاه است! جالب تر این که خلبان و دیگر سرویس هدایت کننده هواپیما، بیست دقیقه پیش از فرود، ساعت های خود را با ساعت فرودگاه تنظیم کرده بودند. مسئول برج کنترل فرودگاه به خلبان هواپیما گفت: بسیار جای شگفتی است که شما ده دقیقه در آسمان فرودگاه ناپدید بودید!» 2. سرگذشتی عجیب:. «این داستان یکی از پیچیده ترین حوادث مثلث برمودا است. در این حادثه نزدیک بود که هواپیمایی به سرنوشت مرگ باری دچار شود که در آخرین لحظات سقوط مورد عفو قرار گرفت. سرنشینان این هواپیما از چند قدمی مرگ برگشتند و چیزی نمانده بود که در کام حوادث فرو بروند و به قربانیان مثلث برمودا بپیوندند. هواپیما به جزایر پاناما نزدیک می شود، و جزیره های پاناما در زیر بالهای هواپیما خودنمائی می کید، که ناگهان حادثه ای روی داد! نخست هواپیما تکان مختصری خورد و سپس اوج گرفت و در نهایت اوج خود، فرفره وار به دور خود چرخید و سپس راه افتاد. سرنشینان هواپیما به شدت احساس وحشت کردند، زمنی و زمان در دیده هایشان تیره و تار شد. و در حالی که دو دستی یه صندلی های خود چنگ زدند از یکدیگر سم پرسیدند: چه شده؟ گفت و گوهایی که میان مسافران رد و بدل می شد حاکی از ترس و وحشت] تنها[ صرف نبود، بلکه از یک نوع بهت زدگی حکایت می کرد. آن گاه هواپیما در زیر آسمان صاف و کبود رنگ به پرواز خود ادامه داد و در کابین کاپیتان تمام دستاگاه ها به خوبی کار می کرد و هرگز عقربه ای در برابر او علامت خطر نشان نمی داد. در عین حال باز هم هواپیما به هدایت کاپیتان اهمیتی نمی داد و از فرمانهای او پیروی نمی کرد و تحت فرمان خارجی که اثرش در صفحه هواپیما معلوم نبود به راه خود ادامه می داد! هر لحظه به سطح اقیانوس نزدیک تر می شد.... تا جایی که مسافران از دیچه های هواپیما امواج اقیانوس را در نزدیگی خود مثلث برمودا می دیدند. در لحضاتی که نزدیک بود هواپیما طعمه امواج دریا شود ناگهان معجزه ای شد و هواپیما به طور اعجاز آمیزی نجات یافت و از دویست متری سطح اقیانوس به حال عادی بازگشت و تحت فرمان کاپیتان در آمد. پژوهش گران پس از تلاش فراوان به این نتیجه رسیدند که این رویداد عجیب و غریب فقط یک عامل داشته، و آن تجاوز به حریم هوایی مثلث برمودا است.» 3. پروژه بولیمود: دو کشور آمریکا و شوروی در سال 1977تصمیم گرفتند در غالب یک پروژه اشتراکی به نام بولیمود روی اسرار مثلث برمودا تحقیق کنند و راز نهفته آن را کشف کنند، اما پس از اتمام این پروژه به هیچ نتیجه ای نرسیدند. نظیر همین پروژه نیز در سالهای قبل از آن بین کانادا و آمریکا و انگلیس به اجرا در آمد امام باز هم نتیجه نداشت آقای ناجی نجار در ادامه کتاب خود می نویسد: « در این جا باید یادآور شوم که ما هرگز نمی توانیم به طور قاطع بگوییم که: مثلث برمودا همان جزیره خضراء است، که آن را جز آفریدگار جهان نمی داند، بلکه فقط می خواهیم بگوییم که میان داستان مثلث برمودا که خبرگذاری ها و رسانه های گروهی خبرش را در جهان منتشر کردند و میان داستان جزیره خضراء که مرحوم « شیخ زین الدین علی بن فاضل مازندرانی در مسافرت خود به اسپانیا و آندلس به سوی آن هدایت شده و او صفاتش را برای ما بازگو کرده است، وجه تشابه فراوان است. » ادامه دارد |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و نهم مرداد 1386ساعت 11:20 توسط محمود جنامی |
|
|
ضرورت شناخت امام زمان رسول اعظم (ص) می فرمایند: مَن ماتَ و لَم یَعرُف امامَ زَمانَهُ، ماتَ میتهً جاهلیه. یهنی هرکس بمیرد در حالی که امام زمان خود را نشناخته باشد به مرگ جاهلیت مرده است. اگر گفتید چـــــرا؟! به چند دلیل: 1. چون که تا انسان شناخت درستی از امام زمان (ع) خود نداشته باشد نمی تواند وی را الگوی و آینه خود قرار دهد و از او تبعیت کند. 2. چون شناخت امام زمان اساس انتظار است. زیرا بدون شناخت، در واقع شما نمی دانید که منتظر چه کسی هستید. این حالت کمی خنده دار است، آیا شما منتظر کسی هستید که فقط نامش م ح م د و لقبش مهدی است. خیر شما منتظر کسی هستید که شما را از مخمصه آخرالزمان و ظلم و فساد و جور آن نجات می دهد. شما منتظر نواده محمد (ص) هستید تا انقلابی جدید به پا کند، انقلابی پایدار. پس برای رسیدن به این هدف بزرگ و الهی باید او و هدفش را بشناسیم و برای رسیدن به این هدف او را یاری کنید. (یاری به امام زمان) 3. شناخت ظاهر و صورت امام زمان نیز بسیار مهم است زیرا با شناخت صفات ظاهری ایشان دیگر گول مهدی های قلابی و مدعیان دروغین را نخواهید خورد. همانطور که چند سال پیش نیز شخصی خود را امام زمان معرفی کرد اما به محض آنکه غربی ها آنرا دیدند قلابی و توزرد بودن آنرا تشخیص دادند. ( سازمان CIA درباره امام زمان پرونده ای کامل تشکیل داده اند و تنها اطلاعاتی که کم دارند، خانه و تاریخ ظهور ایشان است. تابه قول خودشان انقلاب تروریستی ایشان را در نطفه خفه کنند. اما زهی ... .) 4. چون با وجود اهل بیت است که خداوند شناخته می شود و پرستیده می شود و بدون آنها خداوند پرستیده نمی شد زیرا همه گمراه می شدند، همانطور که امام صادق (ع) چنین می فرمایند. پس باید آنها را شناخت تا خدا را شناخت. 5. چون انتظار صاحب الامر بهترین عبادت است و از طرفی انتظار بدون شناخت اصلاً مفهومی ندارد. شناخت امام زمان فظائل و مزایای بسیار زیادی دارد از جمله اینکه: امام محمد باقر (ع) می فرمایند: «از میان شما هرکس که این امر(امام زمان) را بشناسد و در انتظار آن باشد به منزله جهاد در راه خداست.» در کتاب مکیال المکارم نیز آمده: امام باقر (ع) می فرمایند: «هرکس در حالی که امامی نداشته باشد بمیرد مثل مردن جاهلیت است و هرکس امامش را بشناسد و بمیرد از بابت عدم ظهور وی هیچ ضرری به ایشان نمی رسد [زیرا] مانند کسی است که در خیمه قائم با آن حضرت باشد.» امام علی (ع) می فرمایند: «ائمه دین از طرف خداوند تدبیر کنندگان امور مردم و کارگذاران آگاه بندگان اند. کسی به بهشت نمی رود جز آنکس که آنها را شناخته باشد و کسی در جهنم سرنگون نمی شود جز آنکس که منکر آنان شود و امام دین هم وی را نپذیرند.» امام باقر (ع) می فرمایند: «راه رضایت خداوند اطاعت از امام است بعد از شناخت او.» پس باید امام زمان خود را شناخت و براساس شناخت خود از وی پیروی کنیم، و حقی که نسبت به ایشان دارم را اداء کنیم تا انشاء الله به زودی از یاران با وفای ایشان خواهیم بود. امام حسن عسکری (ع) د رمعرفی فرزندش امام زمان (ع) می فرمایند: فرزندم امام و حجت الله پس از من است هرکس بمیرد و او را نشناخته باشد به مرگ جاهلیت مرده. امام موسی کاظم نیز می فرمایند: هرکه امام زمانش را به شخص و صفاتش نشناسد به جمع کتاب های خداوند کافر است. در این زمینه احادیث زیادی وجود دارد که من برای اختصار فقط به برخی از آنها اشاره کردم. حال برای اینکه بدانیم واقعاً امام زمان (ع) کیست اینجا را کلیک کلیک یا اگر می خواهید با چهره و صفات ظاهری ایشان آشنا شوید اینجا را کلیک کنید. |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و نهم مرداد 1386ساعت 11:19 توسط محمود جنامی |
|
|
*ظهورحضرت مهدي(عج) با معجزات همراه است* امام صادق(ع) ميفرمايد: هرگز ايمان نياوريد به آن كس كه ادعا ميكند او حضرت قائم است تا اينكه از او ديده شود . يعني به وسيله ي معجزات خارقالعاده شخصيت آن حضرت را خواهيم شناخت. در زمان هاي مختلف قبل از ظهور امام زمان (عج) ده ها نفر درميان مردم، خود را امام زمان معرفي كردند و مي خواستند كارهايي انجام دهند تا به مقاصد دنيوي خود برسند، ولي تمام تلاش هاي آنها، نقش بر آب شد و نتيجه اي جز رو سياهي براي آنها نماند. براي همين است كه امام صادق(ع) مي فرمايد: ايمان نياوريد به آنها كه ادعا مي كنند كه حضرت قائم (عج) هستند تا اينكه از آن معجزات و كرامات كه نشانه هاي الهي است ديده شود. به يقين كه حضرت قائم(عج) در ساعت و زمان معين، به فرمان خداوند ظهور مي كند و ظهور آن حضرت با عده اي كم و در زماني كه تعداد اشرار بي شمار اند و فتنه و آشوب، همه جا را فرا گرفته است در آن صورت، حتما ياري خداوند و امداد هاي غيبي، پشتوانه معجزات از آن حضرت خواهند ديد و او در اين وضع مي تواند اوضاع دنيا را سامان دهد و عدل و داد را در همه جا حاكم كند و بسياري از مردم، به او ايمان مي آورند و تسليم مي شوند. |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و نهم مرداد 1386ساعت 11:18 توسط محمود جنامی |
|
|
*نشانه هاي افراد منتظر * امام صادق(ع)مي فرمايد: هر كه بسيار مشتاق است كه از ياران امام زمان باشد وهميشه در انتظار ظهور آن حضرت باشد و نيز بايد با تقوا و پرهيزكار باشد و تمام خوبي ها در او جمع باشد، و در اين صورت او از منتظران واقعي به حساب مي آيد، و اگر مرد و بعد از او امام زمان (عج) ظهور كند براي او اجري همانند اجر آنها كه در وقت ظهور، به خدمت امام زمان (عج) مي رسد و در كنار آن حضرت باشد كه خوشا به سعادت شما مردم خوب و با وفا، بدانيد كه خداوند به شما عنايت دارد. در اين حدیث می رساند که: منتظران، بايد پاكيزه و پرهيزكار باشند و تمام خوبي ها در رفتار آنها نمايان باشد تا لياقت و افتخار در خدمت آن حضرت را بيابند و اگر كسي اين گونه بود و عمرش كفايت نداد تا به زمان ظهور آن حضرت برسد او در واقع همان اجرو پاداش و پاداش را مي برد و براي او همانند کسی است که زیر پرچم امام زمان و در خیمه او همراه او باشد. |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و نهم مرداد 1386ساعت 11:18 توسط محمود جنامی |
|
|
*خوبان امت من* پيامبر گرامي مي فرمايد: ‹ بهترين افراد امت من، همان هايي هستند كه در صدر اسلام بودند و آن هايي كه در آخر زمان هستند.› در صدر اسلام و در بدر ظهور فرامين الهي،مسلمانان واقعي آنهايي بودند كه در بدترين و سخت ترين شرايط، ايمان خود را حفظ كردند و در سختي هاي روزگار، استقامت كردند و همچنين آن عده مسلمانان با ايمان در آخر الزمان نيز كه در بدترين شرايط، ايمان خود را حفظ مي كنند و در سختي ها و ناملايمات استقامت مي كنند. پيامبر آن ها را بهترين هاي امت خود معرفي مي نمايد. |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و نهم مرداد 1386ساعت 11:17 توسط محمود جنامی |
|
|
برخواستن به هنگام ذکر نام قائم در روایات مختلف اسلامی آمده است که هنگام یاد نام امام زمان به خصوص با لقب قائم برخیزید برای مثال ائمه اطهار هنگامی که نام امید بخش قائم را می شنیدند بلند می شدند و سر خود را پایین نگه داشته و دست خود را بر روی سر خود می گذاشتند. این کار چند دلیل دارد که به عبارت زیر است: 1. دلیل اول می تواند احترام ره امام زمان (ع) باشد. زیرا هنگامی که کسی نام مقدس ولی امر را ذکر می کند امام زمان در کنار او حاضر می شوند و به ایشان نظر لطف می کند پس بهتر است که هنگام حضور امام زمان در کنارمان به احترامش قیام کنیم. 2. دلیل دوم آن است که به امام زمان بیان کنیم که ما برای قیام حاظر و آماده ایم و دست خود را به نشانه تسلیم در برابر ایشان روی سر می گذاریم. 3. گذاشتن دست بر روی سر از نظر عربها نشانه اظطرار و بی چارگی است. همانطور که زینب(س) رد روز عاشورا چنین کاری کرد. و با این کار بیان می کنیم که ما نیز در مذیغه و ظلم هستیم و جز تو کسی را نداریم. برگرفته از کتاب: وظایف شیعیان در زمان غیبت امام زمان(ع) نوشته: سید رضی سید نژاد |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و نهم مرداد 1386ساعت 11:16 توسط محمود جنامی |
|
|
ملاقات امام زمان (ع) حجه الاسلام یحیی طهرانی از ثقه الاسلام میرزا ابوالحسن طالقانی نقل فرموده: با جمعی از رفقاء از کربلای معلی به شهر سامرا برمی گشتیم. هنگام ظهر به قریه «دجیل» رسیدیم. جهت صرف نهار و استراحت تا عصر در این قریه ماندیم. به شیخ محمد حسن، طلبه سامرائی، برخوردیم که با طلبه دیگری در حال تهیه ناهار بودند. طلبه همراه شیخ محمد حسن در حال خواندن تورات به زبان عبری بود. تعجب کردم. از شیخ پرسیدم: این شیخ کیست؟ زبان عبری را از کجا می داند؟ گفت: جدید الاسلام است. قبلاً یهودی بوده، جریان مسلمان شدنش را پرسیدم آن طلبه گفت: من از یهود خیبر بودم. در خیبر کتابخانه ای قدیمی بود و توراتی از گذشتگان که بر روی پوست نوشته بود، داخل اتاقی مقفل در این کتابخانه بود. پیشینیان سفارش کرده بودند که قفل این درب باز نشود تا کسی این تورات را مطالعه نکند. و مشهور بود که هرکس به این تورات نگاه کند مغزش عیب پیدا می کند و دیوانه و خل می شود و خصوصاً در مورد جوانها تاکید بیشتری می شد. من و برادرم به فکر افتادیم که این تورات را ببینیم. نزد کلیددار آن حجره مخصوص رفتیم و خواهش کردیم درب مقفل را باز کند. او نخست امتناع کرد، ولی به مقتضای «الانسان حریص علی ما منع» اصرار ورزیدیم و پول زیادی به او دادیم تا راضی شد. ما در ساعت معینی وارد اتاق گشته و مشغول مطالعه تورات شدیم. صفحه مخصوصی در آن جلب نظر می کرد که به دقت خواندیم. در آن صفحه نوشته شده بود که پیغمبری در آخرالزمان از اعراب مبعوث می شود و تمام خصوصیات اوصاف و نام و نشان و نسب و خصلت او را بیان کرده بود. اوصیای پیغمبر را نیز که 12 نفر بودند با اسم و رسم نوشته بود. من به برادرم گفتم: باید از این صفحه رونوشت برداریم و درباره این پیغمبر تفحص کنیم. خلاصه شیفته این پیغمبر شدیم و تمام فکرمان مشغول پیدا کردن این پیغمبر بود. سرزمین ما از عبور و مرور دور بود و با خارج از شهرمان کمتر تماس داشتیم. سرانجام روزی چند تاجر از مدینه وارد شهر ما شدند. مجرمانه با یکی دو نفشان گفتوگو کردیم. متوجه شدیم پیامبری که نامش را در تورات خوانده بودیم آمده است و به حقانیت اسلام یقین کردیم، ولی جرات نداشتیم در این باره با کسی سخن بگوییمت. با برادرم تصمیم گرفتیم فرار کنیم. فکر کردیم اگر به مدینه که مسلمان نشین است برویم، چون نزدیک خیبر است، یهودیان برایمان ایجاد مزاحمت می کردند.اسم موصل و بغداد را شنیده بودیم. چون پدرمان تازه مرده بود و برای خود وصی معین کرده بود نزد او رفتیم. دو مادیان و مقدار پول از او گرفتیم. سوار شدیم و به سوی عراق حرکت کردیم وقتی وارد موصل شدیم به کاروان سرائی رفتیم و شب را در آن جا ماندیم. فردا صبح دو نفر مادیان را با اصرار از ما خریدند. فکر کردیم به بغداد برویم. از طرفی از رفتن به بغداد وحشت داشتیم. چون دائی ما، یهودی بود و در بغداد به تجارت مشغول بود و امکان داشت از فرار ما با خبر شود. به هر حال، به بغداد رفتیم و در کاروان سرائی جا گرفتیم. روزی صاحب کاروانسرا که پیرمردی بود وارد اتاق ما شد. به او گفتیم ما مسلمان شده ایم. ما را نزد عالم مسلمانان ببر. او دست بر دیدگانش گذاشت و گفت: برویم. سه نفری وارد منزل قاضی بغدد شدیم. قاضی ابتدا راجع به توحید سپس درباره پیامبر اسلام (ص) صحبت کر. وی خلیفه و جانشین پیغمبر را عبدالله بن ابی قحاقه( ابوبکر) معرفی کرد. من گفتم عبدالله کیست؟ این نام مطابق کتاب ما نیست، قاضی گفت: ابوبکر کسی است که دخترش همسر پیغمبر است . من گفتم: در تورات خواندم که خلیفه پیغمبر کسی است که دختر پیغمبر همسر اوست. قاضی از شنیدن این سخن من، رنگش متغیر شد و سخت برآشفت . گفتت: این رافضی را بیرون کنید! من و برادرم را کتک زدند و بیرون کردند. به کاروان سرا آمدیم صاحب کاروان سرا هم از جریان ما حیران شده بود و به ما اعتنائی نمی کرد. نمی دانستیم رافضی یعنی چه؟ شب شد و خوابیدیم. فردا صبح، صاحب کاروان سرا را صرا زدیم. گفتیم: شاید قاضی معنی سخن مار را نفهمیده نمی دانیم رافضی یعنی چه؟ او گفت: هرچه قاضی می گوید، قبول کنید! گفتیم این چه حرفی است ما برای پیدا کردن اسلام دست از شهر و دیار خویشان خود کشیده ایم و هیچ غرض و مرضی نداریم. باید حقیقت را پیدا کنیم، گفت: بیایید دو مرتبه با هم نزد قاضی برویم با هم نزد قاضی رفتیم، به او گفتیم: ما شهر و دیار خود را گذاشته و در جستوجوی حقیقت هستیم. ما مشخصات پیامبر و اوصیای او را در تورات قدیمی خوانده ایم، ولی عبدالله بن ابی قحانه (ابوبکر) در آن جا نبود. قاضی گفت: پس چه بود گفتیم نوشته بود خلیفه اول پیامبر کسی است که داماد و پس عموی اوست، هنوز حرفم تمام نشده بود که قاضی، کفشش را در آورد و تا توانس بر سر و صورتمان کوبید. به زحمت خود را از چنگ او بیرون کشیدم. برادرم در همان لحظه اول فرار کرد. من با سر و صورت خونین می دویم . نمی دانستم به کجا می روم. کنار دجله رسیدم. از شدت ضعف نشستم و بر گزفتاری و غربت و گرسنگی و ترس و تنهائی خود گریستم. ناگاه جوانی را دیدم که جامه سفید که جامه سفید در بو و دو کوزه خالی در دست داشت. شاید می خواست از نهر آب بردارد. نزدیک من آمد و نشست. وقتی سرو صورت مرا دید، پرسید: چطوری؟ گفتم: غریبم، از یهود خیبرم، و قصه خود را بیان کردم. فرمود: می خواهی برایت تورات بخوانم. عرض کردم : بله . این جوان شروع به خواندن تورات به زبان عبری کرد به نحوی که من گمان کردم که آن تورات خطی که روی پوست نوشته شده و در خیبر بود، نوشته ایشان است. گفتم: اسلام آورده ام و با برادرم به هزار زحمت به این جا آمدیم که احکام اسلام را بیاموزیم، به خونهای سر و صورتم اشاره کردم و گفتم: با ما چنین کردند. جوان سفید پوش فرمود: از تو می پرسم: یهود چند فرقه اند گفتم: فرقه های بسیار. فرمود: 71 فرقه شده اند. آیا همه بر حق اند؟ گفتم خیر فرمود: نصاری چند فرقه اند؟ گفتیم: فرقه های مختلفند. فرمود:72 فرقه اند. آیا همه برحقند؟ گفتم: خیر. فرمود: ملت اسلام نیز 73 فرقه اند. فقط یک فرقه برحقند. گفتم: جویای همان هستم. چه کنم؟ فرمود: از این طرفبه کاظمین برو به خدمت شیخ محمد آل یس برس، او حاجتت را بر می آورد. یک دفعه این جوان از نظرم غایب شد. هرچه اطراف را نگاه کردم، اثری از او ندیدم. فهمیدم از افراد عادی نبود، بلکه انسان غیبی بوده و یقین به هدایت یافتم. نیروئی پیدا کردم. به دنبال برادرم رفتم و او را یافتم. برای این که نام کاظمین و شیخ محمد آل یس را فراموش نکنم، مرتب این دو کلمه را تکرار می کردم. برادرم پرسید: چه دعائی می خوانی؟ جریان را به او گفتم: خوشحال شد. آنگاه به کاظمین رفتیم و خدمت شیخ محمد آل یس شرفیاب شدیم. جریان را گفتم. شیخ بسیار گریست. ساعتی چشمان مرا می بوسید. می گفت: این چشمان نظر به جمال دل آرای ولی عصر (ارواحنا فداه) کرده. مدتی میهمان شیخ بودیم. تا اینکه خبردار شدیم جریان فرارمان به دائیمان در بغداد رسیده و دائی در جستوجوی ما است. (ارواحنا فداه) اسن رو شیخ محمد آل سی ما را برای ایمنی بیشترمان به سامرا فرستاد. مدتی در سامرا بودیم. دائی اطلاع حاصل کرد و به حکومت وقت شکایت کرد که دو جوان از خاندان ما، اموال پدرشان را دزدیده اند و به سامرا رفته اند. مرحوم آیت الله میرزای بزرگ فرمود: دائی شما برای ما اسباب زحمت فراوانی ایجاد کرده و می ترسم به شما صدمه ای وارد شود. بهتر است به حله بروید به دستور او به حله رفتیم و در آن جا مخفیانه مشغول تحصیل علوم دینی شدیم. سه اربعین در جستوجوی مهدی (علیه السلام) نقل است از اهل علم: «هرکس چهل روز عمل صالحی را به نیت دیدار صاحب الزمان (ارواحنا فداه) انجام دهد به دیدار امام زمان نائل می شود. مرد ثروتمندی این قضیه را شنید و تصمیم گرفت چهل شب اطعام کند. در پایان اطعام شب آخر به او اطلاع دادند که شخصی درخواست غذا نموده است. او نیز چون عصبانی بود گفت: بگوئید غذا تمام شده . آن شخص گفت: بگویید در دیگ مقداری غذا باغی مانده است. از همان ته دیگ بدهید. صاحب طعام نیز گفت بگویید غذا نیست. مرد متقاضی غذا نیز رفت. مرد ثروتمند هم به نزد عالم رفت و جریان را گفت. ایشان گفت: همان کسی که بعد از میهمانها آمد و درخواست غذا کرد، امام زمان (ارواحنا فداه) بود ولی چون عصبانی بودی و به درغ گفتی که غذا نیست از دیدارش محروم شدی. سپس به او گفت: حالا برو مسجد غریبی را در محله ای پیدا کن و 40 روز آنجا را جاروب نما و چراغ روشن کن و نماز صبح بجا آور تا حضرت را ببینی . او هم چنین کرد و در روز چهلم وقتی که وارد مسجد شد دید کسی پیش از او این کارها را کرده و مشغول عبادت است. او به آن شخص اعتراض کرد و گفت: چرا چنین کردی؟ این کار به عهده من بوده. آن شخص گفت: من هم این کار را برای خدا کرده امامزاده. مرد ثروتمند نزد عالم آمد و جریان را گفت. عالم گفت همان کسی که به او اعتراض کردی امام زمان (علیه السلام) بود. بو تا اندازه ای مغرور و متکبری. حالا برو 40 روز در یکی از محله های کم آب نجف به تشنگان آب بده. این مرد چهل روز وقتش را صرف آب دادن به مردم کرد. روز چهلم وقتی که از پله های آب انبار بالا می آمد شخصی از او درخواست آب کرد. او آبی را که در آنجا بود نشان داده و گفت: مگر نمی بینی؟ برو بخور آقایی که درخواست کرده بود، خندید و آن مرد حواسش جمع شد که این آقا امام زمان (علیه السلام) است. آری حضرت به خاطر تحمل زحمت سه اربعین سه لطف به او نمودند. تشرف جوان ایرانی به همراه همسر آمریکائی اش جوانی ایرانی در یکی از دانشگاههای آمریکا مهندسی درس می خواند. یک دختر دانشجوی مسیحی در آنجا عاشق او شد و به او پیشنهاد ازدواج داد. جوان گقت: امکانش نیست زیرا تو مسیحی هستی و من مسلمان. دختر گفت: من مسلمان می شوم. جوان گفت:اسلامی که از هوس به دست بیاید اسلام نیست. دختر گفت: پس چگونه باید مسلمان شوم؟ گفت: باید اسلام را بشناسی. اگر آن را پسندیدی، مسلمان می شوی. آنگاه دو کتاب مقدس قران و نهج البلاغه به زبان انگلیسی را به او داد و گفت: مطالعه کن و نظرت را بگو دختر حدود دو ماه آنها را مطالعه کرد و گفت: دین خوبی است و با عقل سازگاری دارد. جوان گفت: اسلام عقیده نیست همراه با عمل است. آنگاه نماز را به او آموخت و گفت فعلاً چهل روز نماز بخوان و حجاب را رعایت کن تا ملکه تو شود. پس از این که دختر 40 روز به دستورات عمل کرد آنها با هم عقد کردند. جوان گفت:من پس از اتمام تحصیل باید به ایران بروم و در آنجا خدمت کنم. تو هم باید با من به ایران بیایی. دختر هم قبول کرد. پس از مدتی وقت عزیمت به ایران رسید. جوان گفت: ایام حج نزدیک است. بهتر است از این جا عازم مکه شویم. بعد از آن جا به ایران برویم. دختر نیز قبول کرد. در بین راه و در مدت آشنائیشان بحث های زیادی در رابطه با امام زمان رد و بدل شد. دختر می گفت: آخر امام غایب چه فایده دارد؟ امام باید حاضر باشد تا فایده داشته باشد. شوهرش می گفت: امام پشتوانه دین و افراد است، ولی در پشت پرده. و موقعی که دین در خطر نابودی باشد، ظهور می کند و در جائی که انسانها مظطر شوند و متوسل، به آنها کمک می کند و با فریادشان می رسد. او مانند آتش نشانی است که در موقع ضرورت به کمک انسان می آید. به هرحال دو نفری اعمال حج را انجام دادند. در موقع رمی جمره در صحرای منی یکدیگر را گم کردند. دختر چندان به زبان عربی و فارسی آشنائی نداشت. هرچه گشت نتوانست خیمه اش را پیدا کند. در جائی نشست و مشغول گریه شد و از امام زمان کمک خواست. شوهرش هم نگران و مایوس درب خیمه ایستاده بود و می گفت: بیچاره همسرم که دیگر او را نخواهم دید. ناگهان دید همسرش با آقایی در حال صحبت کردن آمد. آقا با دست اشاره کرد که: این است شوهر تو زن هم گفت: مرسی آقا خداحافظی کرد و رفت. مهندس از همسرش پرسید: چگونه مرا پیدا کردی. گفت متوسل به امام زمان (ارواحنا فداه) شدم که این آقا آمد. پرسیدم: شما کیستید؟ فرمود: مهدی، با من به انگلیسی سخن می گفت و مرا به سوی خیمه آورد. |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه دهم اسفند 1385ساعت 12:5 توسط محمود جنامی |
|
|
چندتا حدیث دیگر در بحارالانوار ج25 از امام صادق (ع) روایت شده که: روز نوروز روزی است که قائم ما اهل بیت در آن ظهور می کند و خداوند او را بر دجال پیروزی می دهد و در کنافه بغداد او را بدار می آویزد و هیچ روز نوروزی نیست مگر آنکه ما در آن متوقّع ظهور باشیم چون نوروز از روزهای ماست. امیرالمومنین (ع) می فرمایند: بعد از 150 سال پادشاهان کافر و امین های خائن و عرفاء فاسق بر شما می آیند.تجارت ها زیاد شود، سودها کم شود، ربا همگانی شود، اولاد زنا زیاد شوند و روابط نامشروع زیاد شود و معروف ها منکر شوند و ماه شب اول بزرگ باشد و مردها به مردها و زن ها به زن ها اکتفا کنند. در روضه کافی ج8 از رسول الله (ص) روایت شده که: روزی بر امت من بیاید که ظاهرا خوب و برای طمعی که نسبت به دنیا دارند باطناً بد باشند، و آنچه نزد خدا است نخواهند و دین ایشان ربائی شود و هیچ ترسی ندارند. خداوند عقوبتش را شامل حالشان کند، به طوری که دعا کنند و خدا را بخوانند، همچون غرق شده ای، ولی دعایشان مستجاب نمی شود. امام صادق(ع) می فرمایند: برای شیعیان ما در دولت باطل غیر از قوت (غذائی در حد معیشت) نیست هرچند به مشرق و مغرب سفر کنند، چیزی جز قوتشان نصیب شان نشود. در غیبت نعمائی ص317 از امام صادق (ع) روایت شده: وقتی امام زمان (ع) خروج کند کسانی که خود را اهل دین می دانستند از دین خارج شده و در زمره بت پرستان داخل شوند. امام صادق (ع) می فرمایند:اهل خراسان از بزرگان ما هستند و اهل قم از یاران ما واهل کوفه از اوتاد ما و اهل عراق از ما هستند و ما از آنانیم. از علائم ظهور یکی خروج سید حسنی از طالقان و دیلم است. ایشان دعوت به خود نمی کند اما مثل پادشاه رفتار می کند و این در وقتی است که یران پادشاهی ندارد(یعنی جمهوری شده یا ملوک الطائفه ای). چندتا جک از عمر بازم سلام این دفعه رو یه چندتا جک خنده دار در رابطه با عمر گذاشتم که بخونین و حال کنین. «قصه های زیر در کتب شیعه و سنی ذکر شده» 1. زنی را که در شش ماهگی زائیده بود پیش عمر آوردند و عمر خواست تا او را مجازات کنید اما خبر به امام علی(ع) رسید، پس ایشان فرمود: برایشان هیچ مجازاتی نیست. این خبر به عمر رسید پس کسی را فرستاد که از وی در این باره سوال کند، حضرت علی(ع) هم فرمود: «ولوالدات یرضعن اولادهن حولین کاملین» (مادران فرزندان خود را دو سال تمام شیر می دهند)، و فرمودند: « و حمله و فصاله ثلاثون شهراً» (و مجموع بارداری و جدا کردنش از شیر سی ماه است) پس شش ماه حمل و بارداری ( به عنوان کمترین مدت حمل)خواهد بود، و دو سال شیر دهیش خواهد بود که جمعاً سی ماه می شود. عمر هم با شینیدن این حرفها زن را رها کرد و گفت: اگر علی نمی بود هر آئینه عمر هلاک می گشت. 2.روزی عمر به منبر رفته و می گوید: در مهریه زنانتان زیاده روی نکنید و تهدید کرد که : زیاده آن را برداشته و آ« را در بیت المال قرار خواهم داد. پس در این هنگام در حالی که بقیه مردم از ترس عمر ساکت مانده بودند، زنی از جای خود برخاسته به عمر می گوید: ای پسر خطاب خداوند به ما می دهد و تو از ما منع می کنی؟ و سپس آیه ای را در این رابطه می خواند که در همین حال عمر از موضع خود دست کشیده و می گوید: کل الناس افقه من عمر (همه مردم از عمر فقیه ترند). |
|
+ نوشته شده در
جمعه هشتم اردیبهشت 1385ساعت 6:46 توسط محمود جنامی |
|
|
چند حدیث پیرامون آخرالزمان دو صنف از اهل آتش می باشند که بعد از آن دو کسی اهل آتش نباشد:گروهی که تازیانه ای مانند دم گاو دارند و با آن به مردم می زنند، و زنانی که پوشیده و برهنه هستند(لباس های توری و یا بدن تن نما) و با ناز و گردن کشی راه می روند، سرهایشان مثل کوهان شتر بختی است (موها را روی سر جمع می کنند) اینان داخل بهشت نمی شوند و بوی بهشت را هم استشمام نمی کنند، حال آنکه بوی بهشت از پانصد سال راه به مشام می رسد. *** امام صادق از جدش رسول الله (ص) روایت می کند: شما چگونه می شوید وقتی که زنانتان فاسد و جوانانتان فاسق شوند، امر به معرف نکنید و نهی از منکر ننمائید. گفته شد یا رسول الله (ص) اینها اتفاق خواهد افتاد؟ فرمود: بله بلکه بدتر از این هم اتفاق خواهد افتاد، چگونه باشید وقتی امر به معروف و نهی از منکر نمائید. گفته شد یا رسول الله (ص) اینها هم خواهد شد؟ فرمودند: بله و بدتر از این، شما چگونه خواهید بود وقتی که ببینید معروف منکر و منکر معروف شده است. *** امام صادق می فرمایند: یکی از علائم ظهور آنست که زنها به زنها اکتفا می کنند(هم جنس بازی). و خود را برای همخوابی چاق و فربه می کنند. و می بینی که معیشت زن و زندگیش از فرجش باشد و بینی که زنها مانند مردها برای خود مجلس ترتیب می دهند، و می بینی که زنان به خاطر زنا ستایش شوند، و می بینی که زن به شوهرش رشوه می دهد که با مردان لواط کند. و بینی که مرد از درآمدی که زنش از راه زنا آورده است می خورد، در حالی که می داند و به آن تن داده و دم نمی زند. و بینی که زن بر شوهرش غلبه کرده و آنچه او نمی خواهد انجام می دهد و خرجی شوهرش را می دهد، و بینی که زنان خود را به کفار می بخشند و بر حکومت و هرکاری غالب شده و هرچه میل و هوای نفسشان باشد انجام می دهند. *** رسول الله (ص) می فرمایند: وقتی دیدید که زن ها سوار زین (اتومبیل و...) شدند، و زنان آوازه خوان زیاد شدند، و شهادت به دروغ داده می شود، و علنا خمر نوشیده شود و نماز خوانها همچون کفار در ظرف طلا و نقره چیزی بیاشامند و مردان به مردان و زنان به زنان اکتفا می کنند(همجنس بازی)، پس در این زمان سخت آماده باشید و از سنگ باران شدن از آسمان بترسید. *** اگر کسی بخواهد بداند که آیا فتنه به او رسیده یا نرسیده، پس نگاه کند اگر چیزی را حلال می داند که سابقاً حرام می دانسته، و چیزی را حرام می داند که سابقاً حلال می دانسته پس بداند که فتنه به او رسیده. *** امام موسی کاظم(ع) می فرمایند: اگر بخواهیم شیعه خود را جدا کنیم و بررسی کنیم ایشان را نیابیم مگر وصف کننده( شیعه زبانی) و اگر بخواهیم امتحان کنیم ایشان را نیابیم مگر مرتد و از دین برگشته و اگر بخواهیم در بوته امتحان قرار دهیم از هزار یکی باقی نماند، و اگر غربالشان کنیم چیزی جز خاصان من باقی نمی مانند، به راستی که آنان مدتی است که تکیه بر بالهایشان داده و می گویند ما شیعه علی(ع) هستیم، حال آنکه شیعه علی(ع) کسی است که قولش را اعمالش تصدیق کند. *** از رسول الله (ص) روایت شده: پیش از ظهور صواعق (مرگ ناگهانی) زیاد می شود. مردم صبح کنند و از هم سوال کنند چه کسی دیشب به مرگ ناگهانی مرده است. می گویند: فلان و فلان کس. *** از رسول الله (ص) روایت شده: فته به شهر زوراء می آید (تهران یا بغداد) پس چقدر زن و مرد کشته شده و اموال غارت می شود، در آن موقع است که فرج حلال شده زیاد شود. خدا رحمت کند کسی را که در آن زمان زنان بنی هاشم را جای دهد و نگهداری کند. *** برگرفته از:علائم آخرالزمان پیرامون ایران و طهران کتاب خوبیه حتماْ بخونیدش |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و سوم اسفند 1384ساعت 9:36 توسط محمود جنامی |
|
|
فرا رسیدن عاشورای حسینی را بر تمام عاشقان اهل بیت تسلیت می گویم . یاد حسین (ع) را زنده دارید چراکه زنده نگاه داشتن یاد حسین (ع) دلها را شجاع می کند و قهرمانانی توصیف ناپذیر پدید می آورد. |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیستم بهمن 1384ساعت 1:31 توسط محمود جنامی |
|
|
هتک حرمت رسول الله (ص) واقعا برای اروپائی ها متاسفم به نظر من آنها هستند که عقب افتاده اند. وقتی وزیر فرهنگشان همجنس باز و کون گشاد است دیگر از خودشان چه انتظاری می رود. امیدوارم امام زمانمان هرچه زودتر بیاید و به آنان نشان دهد که دنیا واقعا دست کیست. دعا کنید که امام زمان (ع) هرچه زودتر ظهور کند. و دنیا را از لوث این بی عقل های عقده ای پاک کند. |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه شانزدهم بهمن 1384ساعت 9:50 توسط محمود جنامی |
|
|
چکیده ای فضائل دعا برای امام زمان دعا برای امام زمان فوائد زیادی دارد که در اینجا به گوشه ای از آنها اشاره می کنم. اگر مایلید اطلاعات بیشتری در این مورد بدست آورید به کتاب مکیان المکارم ج 2 مراجعه فرمائید. بهتر است پس از هر نماز و هرگاه که به یاد آوردید دعای فرج را بخوانید یا با هر زبانی که می توانید(که در حال سجود بهتر است) برای امام زمان (ع) دعا کنید. 1. ثواب اطاعت از امام زمان را دارد (همانطور که ایشان می فرمایند: برای تعجیل فرج بسیار دعا کنید که فرج شما در آن است) 2. سبب فراوانی نعمت می شود(مانید ثروت، غذا، شادی باران و...). 3. اظهار محبت قلبی. 4. نشانه انتظار است. 5. موجب ناراحتی شیطان. 6. نجات یافتن از فتنه های آخرالزمان (مانند کم شدن ایمان، شک کردن به اسلام و امام زمان ). 7. امام زمان (ع) در حق وی دعا می کند (دیگه چه چیزی بهتر از این چراکه دعای امام زمان همیشه مستجاب است) 8. شفاعت امام زمان در قیامت شامل حالتان می شود. 9. موجب استجابت دعا می شود(قبل از دعا برای خود برای امام زمان (ع) دعا کنید). 10. موجب دفع بلا از شما می شود. 11. شفاعت رسول الله شامل حالتان می شود. 12. سبب وسعت رزق است. 13. موجب آمورزش گناهان است. 14. موجب رجعت شما به دنیا در زمان ظهور آن حضرت است. 15. دیدار امام زمان در بیداری یا خواب. 16. از برادران رسول الله خواهد بود. 17. فرج امام زمان (ع) زودتر رخ می دهد. 18. فضیلت پیروی از رسول الله (ص) و ائمه اطهار (ع) را دارد. 19. وفای به عهد و پیمان الله. 20. طولانی شدن عمرتان. 21. هدایت به نور قران. 22. خداوند شما را در کارهایتان یاری خواهد کرد و بر دشمنانت مسلط می دارد. 23. ثواب کسب علم را دارد. 24. هنگام مرگ به او مژده می رسد و با او به نرمی رفتار می شود(مرگ برای گناهکاران بسیار وحشتناک است و مانند هفتاد سال عذاب است اما اگر برای امام زمان (ع) دعا کنی لحظه مرگ برای تو از تمام زندگی دنیا بهتر است چرا که ائمه اطهار (ع) به پیشبازت خواند آمد). 25. رسول الله (ص) برایت دعا می کند. 26. از اهل بهشت خواهی بود. 27. در درجه امیرمومنان و با وی خواهی بود. (این دیگه آخرشه) 28. عزیزترین افراد نزد رسول الله (ص) خواهی بود. 29. کردار بدت به کردار نیک مبدل خواهد شد. 30. ثواب کمک به مظلوم را دارد. 31. ثواب خون خواهی امام حسین (ع) را دارد. 32. اجازه شفاعت هفتاد هزار گناهکار را داری. 33. دعای امیرمومنان برایت در روز قیامت. 34. بی حساب و کتاب به بهشت می روی. 35. در هنگام دعا فرشتگان در نزدش حضور میابند. 36. فرشتگان برایت طلب آمورزش خواهند کرد(دعای فرشتگان حتما مستجاب می شوند). 37. ثواب احسان به مولایمان امام زمان (ع) را دارد( ثواب احسان به امام زمان (ع) غیر قابل تصور است در قیامت امام زمان (ع) هرکه را که به او احسان کرده هرچند در زیر سایه خانه اش نشسته را شفاعت می کند). 38. مایه شادی و رضایت خداوند از تو می شود. 39. خداوند در بهشت به شما حکومت خواهد داد. 40. این دعا در عالم برزخ و قیامت برای شما مونس مهربانی خواهد بود. 41. غصه هایت را برطرف می کند. 42. فرشتگان برایت دعا می کنند. 43. موجب کامل شدن ایمان است. 44. ثواب همه مردم به تو می رسد(با این حساب صد بهشت گیر آوردیم). 45. ثواب کسی را دارد که با رسول الله (ص) شهید شده. 46. ثواب کسی را دارد که زیر پرچم قائم آل محمد (ص) شهید شده. 47. با ائمه اطهار (ع) محشور می شوی. 48. درجات او در بهشت بالا می رود. 49. به بالا ترین درجات شهداء نائل می شود (دیگه لازم نیست بری جنگ). 50. رستگاری به شفاعت فاطمه زهرا (س). 51. جاودان در بهشت خواهی ماند. |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه شانزدهم بهمن 1384ساعت 9:44 توسط محمود جنامی |
|
|
دختر خوش باور دختري گول خور و خوش باور زه ره مدرسه مي كرد گذر روزي اندر سر راهش بگرفت بلهوس عاشقكي زود گذر خواند بر او دو سه سطر از عشق كرد او را زه ره راست بدر دخترك كرد فراموش همه پند ارزنده سخن هاي پدر بخفا از پدر و مادر خويش وعده اي داد به آن عاشق شر چون برآورد شد آن عده بد چشم بگشود به خود كرد نظر گفت هيهات زه بخت سيهم زانكه شرم و شرفم گشت هدر گريه مي كرد و همي گفت به خويش زه چه رفت از نظرم حرف پدر گفت لعنت به خود اي دختر بد دختر خائن و زشت و خود سر هرچه مي گفت پدر از ره پند گويا بود دو گوشم همه كر بارها گفت پدر با من پست نخوري گول هوس هاي گذر عاقبت عشق و هوس خوارم كرد عمر با عزت من داد هدر الغرض خاك سيه بر سر كرد داد بر باد همه عزت و فر هان تو اي دختر معصوم و تميز عفت تو است به از پاكي زر مادر خود تو بدان محرم خويش تا نيايد به رهت بيم و خطر هرچه از فكر،تو بر سر داري زود كن عرضه به مادر دختر هرچه در راهگذر مي شنوي نكني هيچ كدامش باور خواهش كوي و گذر بلهوسي است بايدت سخت از آن حذر عبرتي گير از آن دختر پست كه چه سان كرد از آن راه ضرر قدرت فاحشه حضرت باقر(ع) فرمود: در بني اسرائيل زني هرزه با ظاهر خود جوانان را به خود مي كشاند و گمراه مي كرد. يكي از همان جوانان به دوستانش گفت: اين زن آنقدر زيباست كه فلان عابد را نيز فريفته خود خواهد كرد.آن زن وقتي اين حرف را شنيد گفت: بخدا قسم تا او را منحرف نكنم به خانه باز نمي گردم. هنگام شب او به خانه عابد رفت و در را كوبيد، گفت من زني بي پناهم امشب را در خانه خود جاي ده. عابد امتناع كرد اما زن گفت:چند نفر جوان مرا تعقيب نمودند، اگر راهم ندهيد از چنگشان خلاصي نميابم. عابد چون موقعيتش را ديد براي حفظ ناموس از چنگال اهريمنيان، در را باز كرد، و زن وارد شد. آن زن همين كه داخل خانه شد فورا لباس خود را از تن در آورد و اندام دلرباي خود را در جلوي ديد عابد قرار داد، چشم عابد به اندام زيبا و دلفريب زن افتاد و چنان تحت فشار غريزه جنسي قرار گرفت كه بي اختيار دست خود را جلو برد و بدن لطيف زن را لمس كرد، در همين حال ناگاه به خود آمد و متوجه گناه خود شد، در اين هنگام به طرف آتش رفت و دست خود را بر آن گذاشت و شروع به سوختن كرد، زن پرسيد چكار مي كني. گفت:دستم خودسرانه كاري كرد و من دارم آن را تنبيه مي كنم. زن كه طاقت ديدن اين منظره را نداشت از خانه عابد بيرون رفت و در را چند مرد را ديد و به آنها گفت: فلان عابد را دريابيد او در حال سوزاندن خود است. وقتي رسيدند قسمتي از دستش سوخته بود. |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه هفتم دی 1384ساعت 9:39 توسط محمود جنامی |
|
|
اثري از اثار دعا براي امام زمان شايد كسي از خود سوال كند و بگويد كه آخر من كه اينهمه براي سلامتي و تعجيل ظهور امام خود دعا مي كنم چه سودي در دنيا براي من دارد. و اينكه آيا خود امام نيز به من توجه مي كنند و براي من دعا مي كنند و يا اينكه مرا مساعدت مي كنند. در جواب بايد بگويم كه: صد در صد امام نيز براي شما دعا مي كند حتي اگر از دعا برايش غافل شويد وي از دعا براي شما هيچ وقت غافل نمي شود و دائم براي ما دعا مي كند پس به نظر شما بي انصافي نيست كه ما برايش دعا نكنيم. خود ايشان مي فرمايند: ما در پي حفظ آنها(شيعيانمان) هستيم، با دعائي كه از مَلِك(پادشاه) آسمانها و زمين مستور (پوشيده) نيست، پس با وجود اين كار(دعا) دلهاي اولياء و دوستان ما مطمئن باشد. و نيز داماد و پسرعم پيغمبر و مولاي متقيان امام علي(ع) مي فرمايند: هيچ مومني نيست كه بيمار نشود، مگر آنكه به مرض او مريض مي شويم و اندوهگين نشود مگر انيكه به اندوه او اندوهگين شويم و دعائي نكند مگر اينكه براي او آمين گوئيم و ساكت نماند مگر اينكه برايش دعا كنيم. در ضمن توجه شما را به داستان زير جلب مي كنم كه مدركي بر گفته هاي بالا است. ماجراي شيعه شدن يك بي دين مردي بنام عبدالرحمن در اصفهان زندگي مي كرد، او مردي فقير اما پردل و جرات بود. روزي از او ماجراي شيعه شدنش را پرسيدند وي گفت: در يكي از سالها اهل اصفهان مرا از شهر اخراج كردند، من و جمعي ديگر به اتفاق به دربار متوكل(خليفه عباسي) رفتيم تا نزدش شكايت كنيم. در حالي كه در قصر او بوديم از طرف او دستوري آمد كه علي بن محمد بن رضا(امام علي نقي) را احضار كنند. از يكي از حضار پرسيدم اين مرد كه متوكل وي را احضار كرده، كيست؟ او گفت: "او مردي علوي است كه رافضيان معتقد به امامتش هستند. چنين مي دانم كه متوكل او را براي كشتن احضار مي كند". گفتم: از اينجا نمي روم تا اين مرد را ببينم كه چگونه انساني است؟. وقتي كه آمد او را ديدم كه سوار بر اسب بود و مردم از سمت راست و چپ راه، در دو صف ايستاده به او نگاه مي كردند. در اين حال محبتش در دلم افتاد و در دل شروع به دعا كردن براي او نمودم كه شر متوكل عباسي را از او دفع كند. او در بين مردم پيش مي آمد و به كاكل اسبش نگاه مي نمود، نه به چپ نظر مي افكند و نه به راست، من همچنان در دل دعايم را تكرار مي كردم. وقتي به كنارم رسيد، صورتش را به سوي من گردانيد و فرمود: "خداوند دعايت را مستجاب كند و عمرت را طولاني نمايد و مال و فرزندت را زياد فرمايد". من از هيبت او متاثرشدم و به خود لرزيدم و در ميان رفقايم افتادم، آنها پرسيدند: "چه شد". گفتم:خير است، اين قضيه را به هيچ مخلوقي نگفتم. پس از اين ماجرا به اصفهان برگشتيم. الله به بركت دعاي وي مالم را بركت و كثرت بخشيد، طوري كه امروز من تنها هزار هزار درهم ثروت در خانه و چندين هم در بيرون از خانه دارم. و ده فرزند دارا شدم و هفتاد وچند سال از عمرم مي گذرد من به امامت اين شخص قائلم كه آنچه در دلم بود دانست و خداوند دعايش را درباره ام مستجاب كرد. محبت امام نسبت به شيعيان محبت امام نسبت به مومنين در روايات و مشاهدات به چندين شكل آمده كه به شرح زير است. 1. امام نسبت به مومنين به منزله پدري مهربان و دلسوز و حتي از پدر نيز مهربان تر است به طوري كه در روايات آمده كه: امام زمان به همراه بقيه ائمه و پيامبر هر هفته نامه اعمال ما را مشاهده مي كنند و در صورت تخطي مومني بسيار ناراحت و دلسوخته مي شود و... . 2. احاديثي مبني بر اينكه شيعيان برگهاي در خت امامت اند. 3. امام عزيز(ع) بخاطر حزن و اندوه شيعيان محزون و ناراحت مي شود و در مصائب آنها متاثر و در بيماري آنها متالم و معذب مي شود. 4. امام(ع) براي شيعيانش از هر دري دعا مي كند. 5. امام(ع) انفال و مشابه آنرا براي شيعيانش در عصر غيبت مباح نموده است. 6. امام(ع) به فرياد دوستانش مي رسد. 7. وي در تشيع جنازه مومن حاضر مي شود. 8. گريستن ائمه(ع) هنگام گرفتاري دوستانشان و هنگام وفاتشان و... .
منبع:مکیال المکارم |
|
+ نوشته شده در
شنبه سوم دی 1384ساعت 9:32 توسط محمود جنامی |
|
|
علائم آخرالزمان در متن زیر موضوعاتی را که توپر شدند در جامعه اتفاق افتاداند و وجود دارند. حجته الاسلام و المسلمین حاج شیخ جواد خراسانی بعضی از علائم آخرالزمان را بر اساس احادیث قسمت بندی کرده و فرموده: 1) از دین جز اسمش نماند. 2) خود را مسلمان می نامند ولی دورترین مردم به اسلام هستند. 3) صبر کننده بر دین مثل کسی است که آتش در دست نگه دارد.(از بس که مسخره می شود و مورد ظلم قرار می گیرد و دائما توسط عوامل مختلف تحت تاثیر قرار می گیرد مانند ماهواره، سایت های سکسی، خیابان ها و...) 4) دین را به خاطر دنیا می فروشند و قیدش را می زنند. 5) مبانی دینی پائین آمده و دنیا در نظرشان برتر می شود.(به هرکی میگی نماز بهت می خنده به هرکی بگی جهنم مسخرت می کنه و...). 6) اگر دنیایشان سالم باشد هرچه از دینشان تلف شود نمی ترسند. 7) دینشان، شکمشان، پولشان و قبله شان زنانشان باشند. 8) برای بدست آوردن پول تعظیم و پاچه خاری می کنند وبه خاک می افتند. 9) حیران و سرگردانند.(نمی دانند به دین شان برسند یا دنیایشان و یا هیچ کدام). 10) نمی شود که آنها را مسلمان نامید(یعنی فقط اسما مسلمانند). 11) احکام دینی را باطل بدانند (مثل اجازه زن از شوهر که امروزه مساله ای خنده دار به حساب میاد و یا حکم قطع دست دزد که اجرا نمی شود یا مجازات زنا کار و جنده گان با صد ضربه شلاق که امروزه اجرا این هم نمی شود). 12) اسلام روبه ضعف رود. 13) همچنین بدعت ها ظاهر و زیاد شود(حلال شدن غناء و خوانندگی زنان و بوجود آمدن وهابی ها و...). 14) بدعت سنت شود(همانطور که حالا مد شده و هر روز یه تغییری تو دین می دن). 15) گناه و شر هر روز بیشتر از دیروز می شود(سال 67هیچ کی جرئت نداشت به ناموس مردم خیره شه و مد فحش ها و دوره آپ دیت شان طولانی تر بود اما حالا...). 16) فتنه ها و بدعت ها در دین چنان شایع شود که نوزادان با همان بدعت ها بزرگ شوند و بزرگان با بدعت ها پیر شوند تا اینکه همان بدعت ها سنت شوند و چنان مستحکم گردد که اگر چیزی از آن تغییر داده شود اعتراض کنند که سنت تغییر یافته. 17) امر به معروف و نهی از منکر ترک شود و امر کننده به معروف ذلیل شود.(حالا جرئت نمی کنی به کسی بگی چرا دختر بازی می کنی یا چرا فحش می دی) 18) آمال و آرزوها دراز و عمل کم شود. 19) گویند عمل خیر نکنند. 20) دل مردم را قساوت می گیرد و چشمانشان خشک باشد و اشکی از خوف الله نریزد (روز عاشورا رو می رقصن). 21) در غیر اطاعت الله بسیار خرج کنند. ودر اطاعت الله از کم دریغ کنند. 22) مومن غمگین، حقیر و زلیل باشد. 23) حج و جهاد را برای غیر الله کنند(حج را برای نسب حاج آقا می رن و جنگ را برای فرماندهی و بهرمندی از مزایای مادیش). 24) در مساجد آلات موسیقی بنوازند و کسی آنها را نهی نکند. 25) بعضی از عابدان جاهل و بعضی قاریان فاسق باشند. 26) قاریان زیاد و فقیه عادل کم باشد. 27) دنیا را بالای سر و علم را زیر پا و علم دین را برای غیر الله بیاموزند(برای آخوند شدن و برخورداری از مزایای بی مانندش). 28) دروغ را شوخی بشمارند. 29) حرام را غینمت شمرند(از خاتمی و رفسنجانی گرفته تا کارمند ساده دولت). 30) طالب حلال را سرزنش و طالب حرام مدح و ستایش شود 31) فقیه فقه را برای غیر دین اللهی قرار دهد. 32) ریا و پاچه خواری معمول گردد(حتی تو طنزهاشون هم این رو دارن به وضوح نشون می دن). 33) زنان بخاطر طمع کاری به کارهای دنیا و کسب و کار مشغول شوند و با همسران خود در کسب وتجارت شرکت کنند. 34) بخاطر حرث و طمع به دنیا همه جا قانون ظلم حکومت کند. 35) فرمان روایان زیاد و امین کم شود(وزراء و فرمانده ها شهردار ونماینده و... هیچ کدام به فکر مردم نیستند و پولشان را می خورند). 36) حکومت را به کسی می دهند که سزاوار آن نیست. 37) اشرار بر اخیار مسلط شوند. 38) قاضیان بر خلاف امر خدا قضاوت کنند(با کمی پول راحت می شه خریدشون). 39) هیچ حدی برای خاطر خدا جاری نشود. 40) زنا را سهل و آسان شمارند(همچنانکه الان انگار گناه نیست). 41) رقص و طرب و غناء را حلال شمرند. 42) زبان سالم و راستگو(و بدور از فحش) نایاب شود. 43) غیبت را ملاحت و شیرین و غیبت کننده را ملیح و شیرین زبان بدانند، شهادت های دروغ رایج شوند. 44) هرج و مرج جهان را پر می کند(مانند جنگ های اخیر بمب گذاری ها و سونامی و زلزله که آخریشان همین بمب گذاری چاههای نفت بریتانیا است). 45) خونریزی را آسان شمرند و آدم کشی افزایش یابد. 46) مردم با کسی هستند که پیروزی با اوست. 47) زنان، فاسد و جوانان فاسق شوند. 48) کودکان بی حیا و بی ادب شوند. 49) پرده حیا از زنان برداشته شود(همین چند روز پیش یه دختری منو متلک بار کرد که باش دوست شم ظاهرا دنیا برعکس شده). 50) مردان لباس زنان را می پوشند. 51) مردان از زنان بی ایمان اطاعت کنند. 52) صله رحم را منت کنند(امروزه مردم خیلی کم به دیدار والدین شان می روند). 53) ظاهر ها زیبا اما باطن ها خبیث(این خاصیت تو 78% مردم هست از بعضی آخوندها گرفته تا نوجوانان). 54) حرف کسی که سخن چین نباشد را نپذیرند. 55) انسان های پست و لئیم فراوان و مردم شریف کم شوند. |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و یکم آذر 1384ساعت 8:47 توسط محمود جنامی |
|
|
محل زندگی امام زمان على بن فاضل مازندرانى مجاور نجف در حديث بسيار طولانى چنين نقل مى كند: وارد شهرى از شهرهاى غرب (اسپانيا) شدم مركبهائى از بلاد امام عصر(عج) وارد آنجا شد، يكى از مسافرين آنها پير مردى بود كه چون مرا ديد گفت: نام تو چيست؟ گمان مى كنم على باشد. گفتم : آرى، گفت: نام پدرت چيست؟ گويا فاضل باشد؟ گفتم: آرى، چه خوب نام من و پدرم را مى شناسى. گفت: بدان كه نام و اصل و وصف و خصوصيات ترا براى من بيان كرده اند و من تا جزيره خضراء با تو هستم. بسيار خوشحال شدم مرا با خود به دريا برد، روز شانزدهم به آب سفيدى رسيديم، پرسيدم اينجا كجاست؟ گفت: بحر ابيض است و آن جزيره خضراء است كه اين آب سفيد اطرافش را گرفته است و به حكمت خداوند چون كشتيها و وسائل نقليه ديگر دشمنان به اينجا رسند غرق مى شوند و به آنحضرت دست نيابند. سپس وارد جزيره خضراء شديم و رفتيم در مسجد، شخصى بنام «سيد شمس الدين» را ديدم كه مى گفت: من از نوه هاى امام عصر(عج) هستم، پس از گفتگوئى به او گفتم: هرگز امام را ديده اى؟ گفت: نه ولى پدرم نقل كرد كه صداى امام را شنيده ام و خودش را نديده ام و امّا جدّم، هم خودش را ديده است و هم صدايش را شنيده است، آنگاه با آن سيد از شهر بيرون رفتيم و به پيرمردى رسيديم، از سيد احوال آن پير مرد را پرسيدم، گفت: اين كوه را مى بينى، در وسط آن جاى خرّمى است و در آن چشمه اى است و كنار چشمه، قبّه اى است و اين مرد با رفيقش خادم آن قبّه است، من هر صبح جمعه مى روم آنجا خدمت امام عصر(عج) (البته با توجه به آغاز حديث، خود امام را نمى بيند و صدايش را نمى شنود) و در قبّه دو ركعت نماز مى خوانم و كاغذى مى يابم كه در آن حكم مرافعه اى را كه در هفته به من رجوع مى كنند در آن نوشته، كاغذ را بر مى دارم و هر چه در آن نوشته به آن عمل مى كنم. على بن فاضل گويد: از خادمها خواهش كردم مرا به حضور امام(عج) ببرند، گفتند: راهى ندارد، آن رفيقم به من گفت: دستور آمده كه تو را به وطن برگردانم، براى من و تو مخالفت روا نيست.([4] [24] ) ناگفته نماند كه على بن فاضل داستان خود را به طور مفصّل در كتابى بنام «الفوائد الشمسيّه» آورده است، و ضمناً به احتمال قوى آن آب سفيد كه در داستان فوق آمده همانند يك حصار محكم و مجّهز، دشمن را از آن جزيره دفع مى كند. بعضى از نويسندگان به عنوان احتمال مطرح كرده اند كه شايد اين جزيره خضراء (با توجّه به آب سفيد و ساير خصوصيات كه در داستان آمده بود) همان مثلّث برمودا كه از عجيب ترين و مرموزترين مكانهاى روى زمين است و در غربى ترين اقيانوس اطلس قرار دارد باشد. از عجائب مثلّث برمودا اينكه هر هواپيما يا كشتى به حدود آن برود بطور اسرارآميزى ناپديد مى گردد، و جالب اينكه آبهاى آن سفيد است، و هر روز خبر غرق شدن تعداد تازه اى از كشتيهاى اقيانوس پيما در آبهاى سفيد «مثلّث بر مودا» به گوش رسيده است. خلبانها و ملوانهائى كه در اين منطقه حوادثى را تجربه كرده اند گزارش داده اند كه در مسير خود، به صورت اسرارآميزى تغيير جهت حاصل شده و به مناطقى كه تصميم نداشته اند هدايت شده اند.([5] [25] ) اين هم يك احتمالى است، كه بايد دانشمندان و محقّقان تحقيق بيشترى كنند. فقط در اينجا اضافه مى كنيم: يكى از دعاهاى حضرت مهدى(عج) اين است كه: «اَللّهُمَّ اَحْجُبْنى عَنْ عُيُونِ اَعْدائى وَاجْمَعْ بَيْنِى وَبَيْنَ اَوْلِيائى; خدايا مرا از ديدگان دشمنانم پوشيده بدار و بين من و دوستانم اجتماع حاصل كن.»([6] [26] ) به مقتضاى استجابت اين دعا، اقامتگاه آنحضرت از دشمنان محفوظ خواهد بود. و ممكن است همين مطلب تأييدى باشد كه آن جزيره، در مثلّث بر مودا است. از سوى ديگر غير از همسر و فرزندان، جمعى از دوستانش كه طبق روايتى سى تن از «اوتاد» و برجستگان هستند([7] [27] )همواره در خدمت آنحضرت بسر مى برند. برگرفته از emammahdi.com |
|
+ نوشته شده در
جمعه ششم آبان 1384ساعت 9:12 توسط محمود جنامی |
|
|
گوش دادن به قرآن موجب آرامش می شود تحقیقات احیر دانشمندان آمریکائی ثابت کرده که اصتماع به قرآن موجب آرامش می شود و اضطراب را کاهش میدهد این دانشمندان با تحقیق بر روی امواج مغزی در یافتند که اصتماع به قرآن موجب پایین آمدن شدید امواج مغزی می شود. آنها دریافتند: حتی افرادی که به زبان عربی آشنا نیستند نیز از اصتماع قرآن تصلی و آرامش می آبند.(این هم معجره ای است از قرآن) |
|
+ نوشته شده در
جمعه ششم آبان 1384ساعت 9:4 توسط محمود جنامی |
|
|
مفهوم شناخت و فرمان برداری از امام زمان امروز مطلبی کلیدی بسیار مهم را خدمت شما عرض می کنم پس با ما با شید با هیچ وقت ضرر نکنید (حتی اگر امام ظهور نکرد). در حدیثی از رسول اکرم آمده که:هرکه بمیرد و امام زمانش را نشناسد با مرگ جاهلیت مرده. اما منظور پیامبر اسلام شناخت نام و مشخصات ظاهری وی نیست بلکه شناخت فضائل اخلاقی و عرفانی آن حضرت وبه کار بستن آنها و الگو قرار دادنشان در زندگی روزمره است . چنانچه امام علی(ع) می فرماید: تا می توانید از من(و اولیاءخدا) پیروی کنید هرچند که به طور کامل نخواهید توانست. در کتاب کافی جلد 2نیز آمده که امام صادق (ع) می فرمایند:امامت را بشناس زیرا هر وقت وی را شناختی تقدم و تاخر این امر زیانت ندهد(چه آنکه دولت حق ظهور کند و یا نکند زیان نخواهی کرد. کسی ضرر خواهد کرد که امامش را نشناخته هر چند ظهور در عصر او باشد.) و نیز در همان کتاب نوشته: امام صادق می فرمایند: هرکه امام خود را بشناسد و قبل از ظهور بمیرد مانند کسی است که در لشکر آنحضرت بوده نه، مانند کسی است که زیر پرچم آنحضرت تشنه باشد. ونیزدر جائی دیگر می فرمایند: امام حسین به سوی یارانش رفت و فرمود: ای مردم بدانید کهخداوند انسان را نیافرید مگر برای معرفت خودش پس چون خدا را شناختند عبادتش می کنند و وقتی عبادتش کردند با همین عبادت از عبادت دیگران بی نیاز خواهند شد. در آن زمان یکی از اصحابش بلند شد و گفت: معرفت خدا چیست؟ امام فرمود: معرفت یعنی اینکه مردم امام خود را بشناسند واز او اطاعت کنند که اطاعتش بر همگان واجب است. پس از احادیث بالا نتیجه می گیریم که اگر امام خود را بشناسیم بهشت ما تضمین شده خوب پس بکوشیم تا با مطالعه هرچه بیشتر درباره خصوصیات امام خود و عمل به آنها در زندگی خود بهشت خود را تضمین کنیم. |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه سوم آبان 1384ساعت 8:40 توسط محمود جنامی |
|
|
چـرا ظــــــهـــــــور نکرد و چه کنم که ظهورش را نزدیک کنم انکه می بینیم جور وستم تمام زمین را فرا گرفته و فساد عمومی شده و در روح کوچک وبزرگ رسوخ کرده و... ولی تابحال امام ظهور نکرده دلیل داره، که اطلاع از آنها برای شما بسیار مفید بوده مانع انحراف شما در این جهان پراز ریا می گردد. یکی ازدلایل طولانی شدن غیبت آزمودن مردم جهان است. امتحان وآزمایش یکی از ترفندها وروشهای قدیمی خداوند از آدم تا خاتم انسانهای روی زمین است.که به وسیله آن استعدادها و ایمان نهفته آدمی را می سنجد. بطوری که خود در سوره عنکبوت می فرماید:آیا مردم گمان کردند(همین اندازه )که اظهار ایمان نمائید(کافی است)وما آنها را به حال خود رها می کنیم و آزمایش نخواهند شد؟! وسپس در آیه بعدی همین سوره می فرماید:گمان نکنید که این آزمایشها فقط برای شما مسلمانان است! خیر. همانطور که در آیه بالا ذکر شد خداوند همه مردم زمین را می آزماید و برای این آزمایش از هر وسیله ای اعم از ثروت وبی پولی و بیماری و نیکی ها و بدیها و لذائذ جسمی و جنسی و... استفاده می کند پس باید در هر حال مراقب خود باشید تا کارنامه خوبی نزد امام مهدی(ع) و خدا داشته باشید و مبادا یه دفعه هوس کنید و برید طرف سایت های سک... یا اینکه مبادا تو خیابون چششتون به یه ... یا اینکه مبادا نمازتون به خاطر کارهای دیگه به تاخیر بیفته ودر اصل اینکه مبادا در مورد امام الزمان و ظهورش کوچکتری شکی بدل راه دهید. چراکه در مورد آن امام علی(ع) می فرماید: سوگند به کسی که پیامبر رابه حق مبعوث کرد به شدت مورد آزمایش قرار می گیرید و غربال می شوید همانند محتویات یک دیگ به هنگام جوشش زیرو رو خواهید شد آنچنان که بالای شما پایین وپایین تان بالا قرار خواهدگرفت. در این رابطه خداوند مارابه دوطریق آزمایش خواهد کرد. 1-چه کسی شک می کند و چه کسی پایبند می ماند. 2-چه کسی جذب این دنیای مملواز شهوات می شود و چه کسی جذب خدا و معنویات می شود. انشاء الله که ما وشما جذب مهدی(ع) و خداوند شویم. اما متاسفانه امروزه عده زیادی راه خود را گم کردند و به دلائلی پیش پا افتاده به وجود امام شک می کنند. از جمله اینکه بعضی می گویند:چنین عمر طولانی از انسان بعید است(در حالی که از نظر علمی عمر طولانی وی به اثبات رسیده و در مباحث آینده به عرض شما خواهم رساند) بعضی دیگر می گویند اگر هست چرا او را نمی بینیم بعضی دیگر به عدم قدرت او برای انقلاب جهانی شک کردند و... همانطور که رسول خدا (ص) می فرماید: او (مهدی) کسی است که از بین شیعیانش غائب گشته، غیتبی که کسی در اعتقاد به امامتش باقی نمی ماند جز کسی که خداوند قلبش را به ایمان آزموده باشد. اما این آزمایش در روز ظهور تمام نمی شود و درآن زمان نیز شدید تر هم می شود. به حدیث زیر از امام صادق توجه کنید. گویا امام قائم را می بینم که روی منبر کوفه نشسته و یارانش که به اندازه جنگ بدر 313مردند دور او را حلقه زدند که آنها پرچم داران و حکمرانان الهی بندگانش بر روی زمینند. پس امام نامه را از قبای خود بیرون می آورد وچون آنان نامه رسول الله را در دست امام می بینند مانند گوسفندان وحشت زده از دور او متفرق می شوند و جز وزیر و 11 نقیب وی کسی باقی نمی ماند به همان اندازه که نزد موسی باقی ماندند.آنها همه جا را می گردند و جز حضرت چاره سازی رانمی بینند و نزد وی برمی گردند. عدم آمادگی برای ظهور امام الزمان این عدم آمادگی دو دلیل دارد که به شرح زیر است: 1- متاسفانه در حال حاضر هنوز جهان برای ظهور امام الزمان آماده نیست زیرا در گوشه و کنار جهان هنوز کسانی هستند که ادعا می کنند که اگر ما حکومت کنیم چنین و چنان می کنیم و خود را همسان با امام ما می دانند در حالی که اگر توجه کنید ذره ای از فضائل اخلاقی وی را ندارند. در این رابطه امام باقر(ع) می فرماید: قبل از ظهور هیچ قومی نمی مانند تا اینکه به سلطنت برسد تا در دولت ما کسی نگوید که اگر من نیز بودم چنین برنامه ای را پیاده می کردم. 2- با نهایت تاسف مردم نیز هنوز آماده ظهور امام الزمان نیستند چرا که در هنگام مشکلات کسی دیگر را بجای امام الزمان صدا می کنند. هنگامی که جنگ می شود کمک سازمان ملل را خواستار می شوند در حالی که در حین حمله آمریکا به عراق سازمان ملل هیچ غلطی نکرد . همانطور که قبلا مردم در جنگ جهانی دوم از سازمان جامعه ملل کمک خواستند ولی خود در آتش این جنگ سوخت و خون 55میلیون انسان بی گناه جاری شد و نیست ونابود شدند. مردم باید بدانند که یگانه منجی عالم بشریت امام مهدی ماست و بس. تنها از خداوند خواستار ظهورش شوید و هر وقت به مشکلی برمی خورید از ته قلب بگوئید یا مهدی ادرکنی و برای تعجیل ظهور امام با اخلاص پس از هر نماز دعا کنید(این کار ثوابها و قضائل بی شماری دارد که انشاءالله در متاحث آینده به عرضتان خواهم رساند) واین را به اطرافیانتان نیز کوشزد کنید. پس هرگاه چنین شد آنروز است که قائم علیه السلام ظهور خواهد کرد و مشکل شما وما اهل زمین را حل خواهد کرد و جهانی نو را به ما هدیه خواهد کرد. با ما با شید در هفته آینده بحث ما در مورد نظر سنی مذهب ها ودیگر ادیان در مورد امام الزمان و ظهورمنجی وبرکات ظهور خواهد بود که برای دستیابی به آن فقط کافی است جمعه روزپانزدهم مهرماه به بعد را در ایــنــجـا کـلـــیـــک کنید.مطمئن باشید چند لحظه بیشتراز وقتتان نمی گیرد. فعلاً خدا حافظ شما وبه امید دیدار مجدد. منبع: آخرین سفیر انقلاب |
|
+ نوشته شده در
جمعه هشتم مهر 1384ساعت 9:6 توسط محمود جنامی |
|
|
با سلام خدمت شما عزیزان و دوست داران جهانی نو چگونه منتظر واقعی باشیم ظهور امام منجی نزدیک است هرکجا که پا می گذارم علامتی مبنی بر ظهور آن انقلابی اصلاح طلب می بینم اگر خود شما نیز کمی توجه کنید این علائم را به وضوح خواهید دید. حرفها در مورد ایشان زیاد شده ونیاز به او با تمام وجود احساس می شود. اما ایا تا بحال خود را برای ظهور ایشان آماده کردید؟ آیا منتظر نجات دهنده خود هستید؟ و اصلا آیا منتظر واقعی هستید یا نه؟ وآیا شک دارید که در صف امام خواهید بود یا خیر؟ برای آنکه یک منتظر واقعی باشید و شبهات شما نیز برطرف شود مقاله زیر را مطالعه کنید. زیرا به هر حال چه بخواهید و چه نخواهید ظهور امام الزمان نزدیک و حتمی است.پس باید قبل از اینکه دیر شود حایگاهی را برای خود بیابید ومن در زیر به طور خلاصه برای شما طرز یاقتن این جایگاه را بیان کردم . در لغت منتظر به کسی گویند که از وضع فعلی ناراحت است و تلاش میکند که به وضع بهتری دست یابد. حال من و شما که منتظر امام خود هستیم باید تلاش کنیم که جهانی بدون فساد، ظلم و دروغ و مملو از آسایش، آرامش وشادی را پدید آوریم. در واقع انتظار یک فریضه دینی واجب است زیرا موجب سازندگی روح مسلمان خواهد شد و مانع یاس وناامیدی او و از دست دادن ایمان خود در این عصر گناه آلود می شود و امید به ظهور امام زمان مانع کشیدگی اوبه سمت گناه و یک رنگی با جامعه می شود و نیز مانع از دست دادن ایمان و حتی باعث تقویت آن می شود و باعث اجرای صحیح فرامین الهی و واجبات و مستحبات می گردد. انتظار برای امام زمان دو عنصر اصلی دارد که یکی از آنها نفی به معنای ترک هرگونه همکاری و هماهنگی با عوامل گناه وفساد، ودیگری اثبات به معنای خواستن وضعی بهتر است که نتیجه آن خود سازی وآمادگی روحی و جسمی برای انقلابی است که به زودی به رهبری عزیز ما مومنان و ال محمد به وقوع خواهد پیوست. چنین منتظری طبق روایت امام صادق "مانند آنست که به همراه امام زمان جنگیده و دوشادوش پیامبر به ظلم جنگیده ". در روایات دیگر آمده که انتظار بهترین عبادات است . و در جای دیگری نیز می فرماید: هرکس می خواهد از در هنگام ظهور از اصحاب امام مهدی باشد باید تقوا پیشه کند و مظهر اخلاق نیک اسلامی باشد(چنین کسی) منتظر واقعی است. ونیز فرموده است: باید هریک از شما برای ظهور قائم(ع) اصلحه تهیه کنید هر چند که یک نیزه و تیر باشد چراکه وقتی خداوند می بیند کسی برای کمک به قائم اصلحه تهیه کرده عمر او را آنقدر زیاد می کند که امام خود را درک کند و از یاران او شود. پس ما مومنان همواره باید به فکر دفاع از امام خود باشیم و خود را از هرنظر(جسمی، معنوی وتهیه اصلحه و...) برای ظهور امام خود اماده کنیم چراکه یک فرد ضعیف و کم ایمان وفاقد اصلحه توانائی مقابله با جهان پر از ظلم و فساد را ندارد. پس برای اینکه در هنگام ظهور با امام خود باشیم باید امرفی لمعروف و نهی عن المنکر را از یاد نبرده وحداقل دوستان خود را از گناه باز داریم و خود نیز اعمال خیر پیشه کنیم و واجبات را به جا آورده و از محرمات دوری ورزیم در این صورت از یاران خوب امام خواهید بود(به همین راحتی) برای راحت تر شدن این کارها نیز باید همیشه یاد خدا و ظهور مهدی(ع)باشید. با ما با شید در هفته آینده بحثی در مورد این خواهیم داشت که چرا امام زمان ظهورنکرد و چگونه ظهورش را نزدیک کنیم فقط کافی است جمعه روزهشتم مهر به بعد را در اینجا را کلیک کنید.مطمئن باشید چند لحظه بیشتراز وقتتان نمی گیرد. فعلاً خدا حافظ شما وبه امید دیدار مجدد. |
|
+ نوشته شده در
شنبه دوم مهر 1384ساعت 11:30 توسط محمود جنامی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
|
| پیوندها |
|
با مهدی بوی ظهور منجی منتظر ظهور تا ظهور تعجیل فرج مولا امواج منتظران ظهور عصر ضهور آموزش و پرورش چهارده گوهر آسماني |
|
RSS
|