درباره وبلاگ

با سلام خدمت تمامی دوستان گلم من رسول هستم امیدو ارم لحضات خوبی را در این وبلا گ داشته باشید و ما را از نظرات وانتقادات وپیشنهادات خود محروم نکنید
لینک دوستان
پیوندهای روزانه
نویسندگان
لوگوی دوستان
امکانات دیگر
ابر برچسب ها
عاقبت یک روز مغرب محو مشرق می شود

عاقبت غربی ترین دل نیز عاشق می شود

شرط می بندم زمانی که نه زود است و نه دیر

مهربانی حاکم کل مناطق می شود



توسط : رسول |  

سلام دوستان من امروز تو مسیر کاروانی رو دیدم که پیاده به مشهد میرفتن  با خودم گفتم  خوشبه حالتون  ولی یادم اومد ازاسرای کربلا از زینب  رقیه از  سران بر نیزه  



توسط : رسول |  

راهنمای گمشدگان


حکایت سوم قصه تشرف سید محمد جبل عاملی است به لقاء آن حضرت علیه السلام: و نیز عالم صفی مبروز سید متقی مذکور نقل کرد که چون به مشهد مقدس رضوی مشرف شدم با فراوانی نعمت آنجا بر من تنگ میگذشت، صبح آن روز که بنا بود زوار از آنجا بیرون روند چون یک قرص نان که بتوانم به آن خود را به ایشان برسانم نداشتم مرافقت نکردم زوار رفتند ظهر شد به حرم مطهر مشرف شدم پس ازادای فریضه دیدم اگر خود را به زوار نرسانم قافله دیگر نیست و اگر به این حال بمانم چون زمستان شود تلف میشوم برخاستم نزدیک ضریح رفتم و شکایت کردم و با خاطر افسرده بیرون رفتم و با خود گفتم به همین حال گرسنه بیرون میروم اگرهلاک شدم مستریح میشوم و الا خود را به قافله میرسانم. از دروازه بیرون آمدم از راه جویا شدم طرفین را به من نشان دادند من نیز تا غروب راه رفتم به جایی نرسیدم فهمیدم که راه را گم کردم به بیابان بی پایانی رسیدم که سوای حنظل چیزی در آن نبود. از شدت گرسنگی و تشنگی قریب پانصد حنظل شکستم شاید یکی از آنها هندوانه باشد نبود تا هوا روشن بود در اطراف آن صحرا میگردیدم که شاید آبی یا علفی پیدا کنم تا آنکه بالمره مأیوس شدم تن به مرگ دادم و گریه میکردم ناگاه مکان مرتفعی به نظرم آمد به آنجا رفتم چشمه آبی دیدم تعجب کردم که در بلندی چشمه آب چگونه است، شکر خداوند به جا آورده با خود گفتم آب بیاشامم و وضو گرفته نماز کنم چنانچه مردم نماز کرده باشم، بعد از نماز عشاء هوا تاریک شد و تمام صحرا پر شد از جانوران و درندگان و از اطراف صداهای غریب از آنها میشنیدم بسیاری از آنها را میشناختم چون شیر و گرگ و بعضی از دور چشمشان مانند چراغ مینمود وحشت کردم و چون زیاده بر مردن چیزی نمانده بود و رنج بسیار کشیده بودم رضا به قضا داده خوابید وقتی بیدار شدم که هوا به واسطه طلوع ماه روشن و صداها خاموش شده بود و من در نهایت ضعف و بی حالی. در این حال سواری نمایان شد با خود گفتم این سوار مرا خواهد کشت زیرا که درصدد دستبردی خواهد بود و من چیزی ندارم پس خشم خواهد کرد لامحاله زخمی خواهد زد، پس از رسیدن سلام کرد جواب گفتم و مطمئن شدم، فرمود: چه میکنی؟ با حالت ضعف اشاره به حالت خود کردم، فرمود: در جنب تو سه عدد خربزه است چرا نمیخوری؟ من چون فحص کرده بودم و مأیوس بودم از هندوانه به صورت حنظل چه رسد به خربزه، گفتم: مرا سخریه مکن به حال خود واگذار،فرمود: به عقب نگاه کن نظر کردم بوته ای دیدم که سه عدد خربزه بزرگ داشت،فرمود: به یکی از آنها سد جوع کن و نصف یکی صبح بخور و نصف دیگر را با خربزه صحیح دیگر همراه خود ببر و از این راه به خط مستقیم روانه شو فردا قریب به ظهر نصف خربزه را بخور و خربزه دیگر را البته صرف مکن که به کارت خواهد آمد، نزدیک به غروب به سیاه خیمه ای خواهی رسید آنها تو را به قافله خواهند رسانید. پس، از نظر من غایب شد من برخاستم و یکی از آن خربزه ها را شکستم بسیار لطیف و شیرین بود که شاید به آن خوبی ندیده بودم، آن را خوردم و برخاستم و دو خربزه دیگر را شکسته نصف آن را خوردم و نصف دیگر را هنگام ظهر که هوا به شدت گرم بود خوردم و با خربزه دیگر روانه شدم قریب به غروب آفتاب از دور خیمه ای دیدم چون اهل خیمه مرا از دور دیدند به سوی من دویدند و مرا به سختی و عنف گرفته به سوی خیمه بردند گویا توهم کرده بودند که من جاسوسم و چون غیر عربی نمیدانستم و آنها جز پارسی زبانی نمیدانستند هر چه فریاد میکردم کسی گوش به حرف من نمیداد تا به نزدیک بزرگ خیمه رفتیم او با خشم تمام گفت: از کجا میآیی؟ راست بگو وگرنه تو را میکشم، من به هزار حیله فی الجمله کیفیت حال خود را و بیرون آمدن روز گذشته از مشهد مقدس و گم کردن راه را ذکر کردم. گفت: ای سید کاذب! اینجاها که تو میگویی متنفسی عبور نمیکند مگر آنکه تلف خواهد شد و جانور او را خواهد درید و علاوه آن قدر مسافت که تو میگویی مقدور کسی نیست که در این زمان طی کند زیرا که به این طریق متعارف از اینجا تا مشهد سه منزل است و از این راه که تو میگویی منزلها خواهد بود راست بگو وگرنه تو را با این شمشیر میکشم و شمشیر خود را کشید بر روی من، در این حال خربزه از زیر عبای من نمایان شد، گفت: این چیست؟ تفصل را گفتم، تمام حاضرین گفتند دراین صحرا ابدا خربزه نیست خصوص این قسم که تاکنون ندیده ام، پس بعضی به بعضی دیگر رجوع کردند و به زبان خود گفتگوی زیادی کردند و گویا مطمئن شدند که این خرق عادت است پس آمدند و دست مرا بوسیدند و در صدر مجلس جای دادند و مرا معزز و محترم داشتند، جامه های مرا برای تبرک بردند، جامه های پاکیزه برایم آوردند، دو شب و دو روز مهمانداری کردند در نهایت خوبی، روز سوم ده تومان به من دادند و سه نفر با من فرستادند و مرا به قافله رساندند

ادامه مطلب

برچسب ها : داستان, امام زمان××××داستان
توسط : رسول |  
سلام دوستان عزيز  من عكسهاي را از يك كتاب كه به خاطر پاره بودن صفحات اول وجلد ان نام كتاب مشخص نيست را قرار ميدهم  كه در مورد امامان معصوم نوشته شده است واز امام سجاد(ع) شروع وتازمان امام عصر (عج)به پايان ميرسد  من فعلا  باب سيزدهم اين كتاب را براي شما بر روي وبلاگ قرار ميدهم دوستاني كه  ميل دارند در مورد هركدام از امامان معصوم كه در اين كتاب نوشته  شده است اطلاعات كسب كنند لطفا  نظر دهند

 

               

 عکس های خفن
 
عکس های خفن
 




برچسب ها : a href, http, 8pic, ir, img src
توسط : رسول |  

سخنرانی مهم حضرت آیت الله العظمی خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی صبح چهارشنبه در جمع پرشکوه 50هزار نفری بسیجیان در مصلای امام خمینی(ره) تهران ایراد شد..

بسم‌الله‌الرّحمن‌الرّحيم‌
والحمدلله ربّ العالمين و الصّلاة و السّلام على سيّدنا و نبيّنا ابى‌القاسم المصطفى محمّد و على اله الاطيبين الاطهرين المنتجبين سيّما بقيّةالله فى الارضين. السّلام عليك يا اباعبدالله و على الارواح الّتى حلّت بفنائك عليك منّى سلام‌الله ابداً ما بقيت و بقى اللّيل و النّهار و لا جعله الله آخر العهد من زيارتك، السّلام على الحسين و على علىّ بن‌الحسين و على اولاد الحسين و على اصحاب الحسين، الّذين بذلوا مهجهم دون الحسين عليه السّلام.

اين جلسه، جلسه‌ى بسيار مهمّى است؛ بسيج مظهر عظمت ملّت و نيروى كارآمد درونىِ كشور ما است. اين جلسه هم جلسه‌ى فرماندهان است؛ ده‌ها هزار فرمانده بسيجى در اينجا جمع شديد؛ حجم پر افتخار بسيجِ مردمى را از يك چنين اجتماعى ميشود حدس زد؛ براى دوستان نظام و انقلاب و كشور مايه‌ى خرسندى هستيد، مايه‌ى اميد و اعتماديد، و براى بدخواهان و دشمنان و كينه‌ورزان مايه‌ى بيم و هراس.



ادامه مطلب

برچسب ها : سخنرانی رهبر انقلاب
توسط : رسول |  
فرا رسيدن سالروز شهادت امام حسين (ع) يارانشان را به شما دوستان عزيز تسليت م گويم



برچسب ها : اماما يا حسين
توسط : رسول |  

تولد اقا وسرورمان مهدی صاحب زمان  به تمامی شیعیان مبارک باد





برچسب ها : تولد امام زمان, مبارک باد
توسط : رسول |  
رهبران و بزرگان دین، برای جلوگیری از انحراف ها و کج روی ها، باید منجی و مصلحِ آخر زمان را با تمام شاخصه ها و خصال معرفی نمایند و برای ظهور او نشانهها و علایمی را بیان کنند تا مردم در تحیر و تردید نمانند. ظهور منجی بشر در دوران آخر زمان، باوری است قطعی و همگانی. ادیان و شرایع توحیدی و غیرتوحیدی و نیز بعضی از مکاتب بشری، نوید چنین روزی را به پیروان خویش دادهاند. در این میان، اسلام با مبانی قوی نظری و عملی، موضوع ظهور را به صورت صحیح تبیین کرده و با راهکارهای مناسب و درخور، واژه انتظار و منتظرِ مصلح را در میان جوامع اسلامی تبیین کرده است. واژه مهدویت و مهدی علیه السلام تبلور فرهنگ انتظار است که همه مسلمین، اعم از شیعه و اهل سنت در باور داشت آن، اتفاق نظر دارند.
از زمان ظهور اسلام، پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و اهل بیت علیهم السلام و صحابه و یاران ایشان، عهده دار تبیین فرهنگ مهدویت بودهاند و این رسالت در هر عصری، میان آن ها ادامه پیدا کرده تا دوران غیبت کبری امام زمان علیه السلام که در این برهه مهم و حساس، علما و مبلغان دینی مسئولیت تبیین و تثبیت آن را به عهده گرفته و مردم را به فرارسیدن روزگار ظهور امیدوار می کنند
از این

ادامه مطلب

برچسب ها : ظهور ظهوراقا ظهور نزديك است
توسط : رسول |  

حجر بن عدی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو

حِجر بن عَدی کندی از افراد سرشناس دوره آغازین شیعه بود. وی در جنگ صفین از سوی علی (امام اول شیعیان) فرمانده قبیله کنده بود و در جنگ نهروان فرماندهی پهلوی چپ لشکر علی را بر عهده داشت. وی هم‌چنین از یاران حسن بن علی، دومین امام شیعیان بود.




ادامه مطلب
توسط : رسول |  
با سلام خدمت دوستان عزيز خبر هاي از گوشه وكنار دنيا به ما ميرسد كه كشورهاي غربي با همايت مستقيم از تروريستها ي سوريه موجب مرگ مردم بي گناه مي شوند ولي من به شما ميگويم ما با تحريم كالاهي اين كشور ها مي توانيم با انها مبارزه كنيم كشورهاي چون امزيكا .انگليس.... فرانسه ...اسرائيل ...تركيه...و كشورهاي عربي كه دستانشان به خون  برادرانشان اقشته است

توسط : رسول |  
تروریست ها به پیکر مطهر جسارت نکردند ولی پس از خارج کردن پیکر مطهر حجر به جشن و پایکوبی بر سر مزار پرداختند!
                                                                           روایت شاهد عینی از نبش قبر حجر بن عدی
به گزارش جهان به نقل از خبرگزاری اهل بیت(ع) ـ ابنا ـ در پی جدیدترین جنایت تروریست‏های تکفیری در سوریه مبنی بر اقدام به تخريب و نبش قبر «حجربن عدی کندی» یکی از اصحاب پیامبر اکرم(ص) و یاران خاص امیرالمؤمنین علی(ع)، یکی از شاهدان عینی این حادثه روایتی از این اقدام بیان نمود.


ادامه مطلب

برچسب ها : حجربن عدي, حجر×××××××حجر
توسط : رسول |  
توضیحاتی در باره محل زندگی من محمداباد گفت به درخواست دوستان عزیز



ادامه مطلب

برچسب ها : محمداباد گفت, محمداباد گفت×××محمداباد گفت, ×محمداباد گفت
توسط : رسول |  

داود بـن زربى گوید: من در مدینه بیمار سختى شدم ، و خبر آن به حضرت صادق (ع ) رسـیـد، پـس بـمن نوشت : خبر بیماریت بمن رسید، پس یکصاع (تقریبا سه کیلو) گندم بـخـر، سـپـس بـپشت بخواب و آن گندم را روى سینه ات بریز و پهن کن بهر گونه که ریخت و بگو: (((اللهم انى اسئلک باسمک الذى اذا سئلک به المضطر کشفت ما به من ضر و مـکـنـت له فـى الارض و جـعـلتـه خـلیـفـتـک عـلى خـلقـک ان تـصـلى عـلى مـحـمـد و آل مـحمد و ان تعافینى من علتى ))) سپس برخیز و درست بنشین و گندمها را از اطراف خود جمع کن ، و (دوباره ) همان دعا را بخوان و آنرا بچهار مد (که هر مدى تقریبا ده سیر است ) تـقـسیم کن ، هر قسمتى را بمسکینى (و مستمندى ) بده و همان دعا را بخوان . داود گوید: من دسـتـور آن حـضـرت را انجام دادم (و آنقدر زود اثر گذاشت که همانساعت بیماریم برطرف شد) و گویا از بند آزاد شدم ، و بسیارى از مردم آنرا انجام داده اند و از آن سود برده اند. 

 

لقب قائم علیه السلام 

 

میپرسند:چرا امام زمان (ع) با کلمه قائم و مهدی خوانده میشود و چرا بعضی با شنیدن لقب قائم برمیخیزد و می ایستد؟ 

 

   پاسخ: 

 

در بسیاری از روایات آن حضرت با القاب قائم و مهدی یاد شده و در مورد قائمبسیار میشد که در زمان ائمه علیه السلام بر اثر ظلم و فساد حاکمان غاصب امامان به یاد امام زمان می افتادند و میفرمودند:قائم ما انتقام ما را خواهد گرفت. 

قائم یعنی قیام کننده نظر به این که قیام و نهضت حضرت مهدی جهانی است و در تمام تاریخ بشر چنین قیام و حکومتی نبوده است و آن حضرت با این عنوان خوانده میشود. 

اما اینکه پیروان آن حضرت با شنیدن این لفظ و با گفتن این کلمه برمیخیزند و می ایستند یک نوع عمل مستحبی و احترام و اظهار پیوند وانتظار به رآن حضرت است و ضمنا مردم را به یاد نهضت و قیام حضرت مهدی(عج) می اندازد و برای آنها این تلقین عملی میشود که باید برخواست نهضت کرد و امیدوار بود و به زمینه سازی برای ظهور و قیام جهانی رهبری معصوم و قاطع که امید پیامبران و امامان و همه مستضعفان جهان و قلب تپنده هستی است پرداخت. 

این کار حتی در زمان امام صادق در میان شیعیان معمول بوده و حتی نقل شده در خراسان در حضور حضرت امام رضا کلمه قائم ذکر شد امام رضا برخاست و دستش را بر سر نهاد و فرمود((اللهم عجل فرجه و سهل مخرجه)).خداوندا بر فرجش شتاب کن و راه ظهور و نهضتش را آسان گردان

 

 منبع: مطالب جالب در مورد امام زمان   http://parsitel4.blogsky.com/





برچسب ها : امام ×× اقا ×, سرور @
توسط : رسول |  

خداى تبارک و تعالى ثوابى را که بر حسن خلق بنده میدهد مانند ثواب کسى است که هر صبح و شام در راه خدا جهاد کند 

امام صادق علیه السلام 

 

روایت جالب حکیمه خاتون از تولد امام زمان 

 

از کسانی که در هنگام تولد امام زمان علیه السلام حضور داشتند و جریان را مفصلا شرح داده.حکیمه خاتون دختر امام محمد تقی و عمه امام حسن عسکری علیه السلام است.شرح این داستان این است: 

حکیمه خاتون میگوید:روزی به خانه امام حسن مشرف شدم.شبانگاه که نیمه شعبان سال ۲۵۵ بود وقتی خواستم به منزلم برگردم امام حسن فرمود:عمه جان امشب در خانه ما بمان زیرا ولی خدا و جانشین من در این شب متولد خواهد شد.پرسیدم از کدام کنیزانت؟فرمود از سوسن.پس هرچه در سوسن جست و جو نمودم آثاری از حمل ندیدم.بعد از افطار و ادای نماز با سوسن در یک اطاق خوابیدیم.طولی نکشید که از خواب بیدار شدم و در فرمایشات امام حسن تفکر می نمودم.بعد مشغول نماز شب شدم.سوسن هم از خواب برخواسته و نماز شب به جای آورد.نزدیک سپیده دم بود ولی از وضع حمل خبری نبود.داشتم در صحت وعده امام حسن تردید مینمودم که از اطاقش فرمود : عمه جان!شک نکن که وقت تولد فرزندم نزدیک شده است. 

ناگهان احوال سوسن را متغیر دیدم.از جریان پرسیدم فرمود:احساس ناراحتی شدیدی در خود میکنم.من به تهیه مقدمات وضع حمل مشغول شدم و خودم قابلگی او را بر عهده گرفتم. 

طولی نکشید که ولی خدا پاک و پاکیزه به دنیا آمد و در همان حال امام حسن فرمود:عمه جان!فرزندم را بیاور.وقتی کودک را به نزدش بردم او را در بغل گرفته دهان مبارکش را بر چشمان آن کودک نهاد.بلافاصله باز شد.سپس دهانش را بر دهان و گوش آن نوزاد نهاد و دست بر سرش مالید.پس از آن کودک به سخن آمده و به تلاوت قرآن مشغول شد.بعدا کودک را به من داد و فرمود:به نزد مادرش ببر!کودک را نزد مادرش بردم و به منزل بازگشتم.در روز سوم نیز به خانه امام حسن مشرف شدم و ابتدائا به قصد دیدار نوزاد به حجره سوسن رفتم اما کودک را ندیدم.پس خدمت امام حسن مشرف شدم ولی خجالت کشیدم از احوال نوزاد سوال نمایم.امام حسن ابتدائا فرمود:عمه جان!فرزندم در پناه خدا غایب شده است.هنگامی که من از دنیا رفتم و دیدی شیعیانم اختلاف دارند جریان ولادت فرزندم را به شیعیان مورد وثوق خبر بده.اما باید آن قضیه مخفی بماند.زیرا فرزندم غایب خواهد شد 

 

روز دوم محرم 





برچسب ها : روایت جالب حکیمه خاتون از تولد امام زمان×××امام زم
توسط : رسول |  
در این تصویر قبری که به صورت جدا قرار دارد، مزار حکیمه خاتون و سه قبر دیگر به ترتیب از پایین به بالا متعلق به امام علی النقی(ع)، امام حسن عسکری (ع) و نرجس خاتون، (مادر امام زمان) است.
به گزارش مجله شبانه باشگاه خبرنگاران، سامرا پذیرای اجساد مطهری از خاندان اهل‌بیت(ع) که از جمله آنان می‌توان امام هادی(ع) و مادر بزرگوارش، امام حسن عسکری(ع) و مادر بزرگوارش، سیدمحمد فرزند امام هادی(ع) و حکیمه خاتون دختر امام جواد(ع) را نام برد.

 به گزارش پایگاه اطلاع‌رسانی حج وابسته به بعثه مقام معظم رهبری، در این تصویر قبری که به صورت جدا قرار دارد، مزار حکیمه خاتون و سه قبر دیگر به ترتیب از پایین به بالا متعلق به امام علی النقی(ع)، امام حسن عسکری (ع) و نرجس خاتون، (مادر امام زمان) است.

 

در حقیقت؛ جهت قبله از راست به چپ بوده و مرقد مطهر امام بزرگتر رو به قبله و در ابتدا قرار گرفته، پشت سر ایشان امام بعدی؛ امام حسن عسکری(ع)، در پایین پای ایشان حکیمه خاتون، دختر امام جواد(ع)، خواهر امام هادی(ع) و عمه امام حسن عسکری(ع) و بعد از قبر امام دهم، مزار همسر گرامی ایشان نرجس خاتون قرار دارد.
 
منبع: باشگاه خبر نگاران جوان


توسط : رسول |  
دعای امام عصر(عج) برای علامه مجلسی
درباره ولادت «علامه محمد باقر مجلسی» آورده‏اند:
عالمی بزرگوار از اهل خراسان که با «علامه محمدتقی مجلسی» رفاقت داشت به زیارت عتبات عالیات مشرف شد. وی در اثناء بازگشت از عراق، در خواب دید که:
وارد خانه‏ای شد که پیامبر(ص) و دوازده امام معصوم(ع) همگی به ترتیب نشسته‏اند و بعد از امام دوازدهم(عج)، عالمی خراسانی نشسته است. در این موقع، علامه محمدتقی مجلسی وارد شد و شیشه گلابی آورد و پیامبر(ص) و امامان(ع) از آن گلاب استفاده کردند و به عالم خراسانی نیز گلاب دادند. آنگاه علامه مجلسی رفت و قنداقه‏ای را به دست گرفت و به خدمت رسول خدا آورد و عرض کرد: «برای این طفل دعا کنید تا خداوند عالم او را مروج دین گرداند». حضرت رسول(ص) هم آن قنداقه را گرفتند و دعا فرمودند. بعد از آن، پیامبر(ص) قنداقه را به دست علی(ع) داد و فرمود: «برای او دعا کن». آن حضرت نیز قنداقه را به دست گرفته و دعا کردند. پس از آن به دست یک‏یک امامان داده و همه آن انوار الهی دعا کردند. در آخر حضرت صاحب الامر(عج) آن را پس از دعا به دست آن عالم خراسانی داده و او نیز دعا کرد.
چون عالم خراسانی از خواب بیدار شد، به طرف اصفهان حرکت کرده و بر علامه محمدتقی مجلسی وارد شد. در آن موقع علامه شیشه گلابی آورد و آن عالم استفاده کرد. وی سپس به داخل رفت و قنداقه‏ای را آورد و به دست آن عالم داد و فرمود: «این کودک امروز متولد شده؛ شما برای او دعایی بنمایید».
آن عالم خراسانی خواب خود را به یاد آورد و برای پدر علامه مجلسی تعریف نمود.
آن قنداقه، نوزادی به نام محمدباقر بود که بعدها «علامه محمدباقر مجلسی» شد و با زحمات بسیار علوم و احادیث اهل‏بیت(ع) را زنده نگه داشت.
فتوای اشتباه شیخ مفید و عنایت غیبی امام عصر(عج)
شخصی روستایی خدمت شیخ رسید و سؤال کرد: «زنی حامله فوت کرده و حملش زنده است؛ آیا باید شکم این زن را پاره کرده و طفل را بیرون بیاوریم و یا این که با آن حمل، او را دفن کنیم»؟ شیخ پاسخ داد: «با همان حمل او را دفن کنید»!
آن مرد برگشت. در میان راه دید سواری از پشت سر می‏تازد و می‏آید، چون نزدیک رسید، گفت: «ای مرد، شیخ فرموده است که شکم آن زن را پاره کرده و طفل را بیرون آورده و زن را دفن کنید». آن مرد چنین کرد.
پس از چندی ماجرا را برای شیخ نقل کردند. شیخ فرمود: «من کسی را نفرستادم و معلوم است که آن شخص صاحب الامر (عج) بوده است. حالا که در احکام شرعیه خطا می‏کنم، همان بهتر که دیگر فتوا ندهم». لذا به خانه رفت و در خانه را بست و بیرون نیامد و پاسخ مراجعین را نمی‏داد.
تا اینکه از سوی حضرت ولی عصر(عج) توقیعی (نامه‏ای) برای شیخ بیرون آمد با این مضمون که: «وظیفه‏ی شماست که فتوا بدهید و وظیفه‏ی ماست که شما را حمایت کرده و نگذاریم که در خطا بیافتید». پس از این دستور، شیخ بار دیگر بر مسند فتوا نشست.
نقل شده است که در مدت ۳۰ سال، ۳۰ توقیع از ناحیه مقدس امام عصر(عج) برای شیخ مفید صادر شد و در عنوان توقیع نوشته بود: «للاخ الاعز السدید الشیخ المفید» یعنی «برای برادر گرامی و استوار، شیخ مفید».
هدیه امام عصر(عج) به مامقانی
«شیخ عبدالله مامقانی» می‏گوید: یک شب هنگام نوشتن کتابی، به "کتاب رهن «تهذیب» شیخ طوسی" احتیاج پیدا کردم. هر قدر فکر کردم که در این وقت شب کتاب را کجا پیدا کنم، فکر به جایی نرسید.
در همان حال دلم شکست و اشکم جاری شد. به امام زمان(عج) متوسل شدم و عرض کردم: «سیدی! من برای شما زحمت می‏کشم و این کار مال شماست. پس شما باید به من کمک کنید».
ناگهان گویا به من الهام شد که در میان کتاب‏های پاره و اوراق باطله‏ای که در گوشه طاقچه اتاق بود بگردم. با اینکه قبلاً چندین بار آنها را زیر و رو کرده بودم و حتی احتمال هم نمی‏دادم که مطلوب من آن جا باشد. بلافاصله از جا برخاستم و مجدداً آنها را جستجو کردم. ناگهان به نسخه‏ای از کتاب تهذیب برخوردم که با خط بسیار جالبی نوشته شده بود. فوری آن را برداشتم و مورد استفاده قرار دادم.
آن کتاب چند روزی نزد من بود و مطالب آن را مورد استفاده قرار دادم. بعد از پایان کارم آن کتاب ناپدید شد و هرچه گشتم آن را نیافتم.
دعای امام عصر(عج) برای تولد شیخ صدوق
درباره ولادت «شیخ صدوق» آمده است: پدر وی «علی بن بابویه» خدمت «ابوالقاسم حسین بن روح» نایب خاص امام عصر(عج) رسید و نامه‏ای برای آن حضرت نوشت و در آن نامه از حضرت خواست  که در حق او دعا نماید تا خدا به او فرزندی عنایت فرماید.
چون نایب خاص حضرت، جواب نامه را آورد علی بن بابویه دید که حضرت نوشته است: «قد دعونا الله لک بذلک و سترزق ولدین ذکرین خیرین» یعنی «ما دعا کردیم درباره حاجتت، و بزودی خداوند دو پسر نیکوکار به تو عنایت می‏کند».
به برکت دعای حضرت، خداوند به او دو پسر عنایت نمود: «ابو جعفر» و «ابو عبدالله» ؛ که ابو جعفر کنیه «محمد بن علی بن بابویه» معروف به شیخ صدوق و کتاب بزرگ «من لایحضره الفقیه» را نوشت.
سؤالات علامه حلی از امام عصر(عج)
«علامه حلی» شب جمعه‏ای به زیارت سیدالشهداء(ع) می‏رفت؛ تنها بود و بر الاغی سوار شده و تازیانه‏ای در دست داشت.
در بین راه، شخص عربی پیاده به همراه علامه راه افتاده و با هم به صحبت مشغول شدند. چون مقداری راه رفتند، علامه متوجه شد که این شخص مرد فاضلی است. پس برخی مسایل علمی مطرح کرد و بیشتر متوجه ‏شد که همسفرش مردی متبحر و صاحب علم و فضیلت است.
علامه مشکلاتی که برایش در علوم پیش آمده بود را یک به یک از آن شخص سؤال می‏کرد و آن شخص نیز همه آنها را جواب می‏فرمود تا این که به مسأله‏ای رسیدند که آن شخص فتوایی داد و علامه آن فتوا را رد کرد و گفت: «حدیثی برای فتوای شما نداریم». آن مرد پاسخ داد: «حدیثی در این باب، شیخ طبرسی در تهذیب ذکر کرده است. شما از اول کتاب تهذیب فلان قدر ورق بزنید در فلان صفحه در سطر چندم این حدیث را مشاهده خواهید نمود».
علامه تعجب کرد که این شخص چه کسی است که این همه علم دارد؟
آنگاه علامه از آن شخص پرسید: «آیا در زمان غیبت کبری، می‏توان امام زمان(عج) را زیارت کرد یا نه؟». در این هنگام تازیانه از دست علامه افتاد. پس، آن شخص بزرگوار خم شد و تازیانه را از روی زمین برداشت و در دست علامه گذاشت و به علامه فرمود: «چگونه صاحب‏الزمان را نمی‏توان دید در حالی که دست او در میان دست توست؟!».
پس، علامه بی‏اختیار خود را از روی الاغ به زیر انداخت که پای آن حضرت را ببوسد و غش نمود. چون به هوش آمد، کسی را ندید. به خانه برگشت و به کتاب تهذیب مراجعه کرد و آن حدیث را در همان صفحه و سطری که حضرت نشان داده بود، ملاحظه نمود.
--------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
منبع: داستان‏هایی از زندگی علماء، تألیف محمدتقی صرفی، دفتر نشر برگزیده قم. (با تصرف و ویرایش)





برچسب ها : امام زمان, عنایات
توسط : رسول |  

                                            بسم الله الرحمن الرحيم

الحمد لله رب العالمين وصلّى الله على محمد وآله الطاهرين ولعنة الله على اعدائهم أجمعين


خداى متعال مى فرمايد:

«وَ لَقَدْ كَتَبْنَا فِى الزَّبُورِ مِن بَعْدِ الذِّكْرِ أَنَّ الْأَرْضَ يَرِثُهَا عِبَادِىَ الصَّــلِحُونَ»[1]؛ در زبور پس از تورات نوشتيم كه زمين را بندگان شايسته ما به ارث خواهند برد.



اول: شيوه برخورد امام زمان(عجل اللّه فرجه) با مردم، در آغاز ظهور؛
دوم: وظيفه شيعه نسبت به امام زمان(عجل اللّه فرجه) در عصر غيبت.
با توجه به اين كه شما علما، فضلا و وعاظ محترمى كه در اين مجلس حضور داريد، روايات و مطالب فراوانى درباره امام زمان(عجل اللّه فرجه) مطالعه و درباره آن تحقيق كرده ايد و ديدگاه هاى خود را نسبت به ابعاد مختلف اين موضوع در سخنرانى ها و يا نوشته هاى خود بيان كرده ايد، با پرسش هايى كه در اين زمينه وجود دارد و يا شبهاتى كه نسبت به روايات مربوطه به ذهن مى رسد آشنا هستيد. من نيز با توجه به تحقيقاتى كه درباره روايات مختلف مربوط به مسأله ظهور امام زمان(عجل اللّه فرجه) داشته ام بر اساس برداشتم به اين مطلب مى پردازم.



ادامه مطلب
توسط : رسول |  


دانلود نوحه، مداحی ،
 مرثیه و روضه شهادت امام سجاد (ع)

شهادت امام چهارم ما شیعیان را به تمامی مسلمانان جهان تسلیت می گویم 

زندگی نامه ای مختصر از امام سجاد (ع)



ادامه مطلب
توسط : رسول |  
يا رب زغمش تا چند اشکم ز بصر آيد

بنشسته سر راهش ، شايد  ز سفر آيد

تا چند بنالم زار  شب تا سحر از هجرش

كوكب شِمُرم هر شب ، شايد كه سحر آيد

هر دم كه رخش بينم خواهم دگرش ديدن

بازش نگرم شايد يك بار دگر آيد

 از ديده نهان اما اندر دل من جايش

 او را طلبم هر شب شايد كه ز در آيد

با كس نتوانم گفت من راز درون خویش

كز درد غم هجرش دل را چه به سر آيد

مي سوزم و مي سازم از درد فراق اما

تير غم او بر دل افزون ز شمَر آيد
"حيران" به فغان تا کی با محنت و غم همدم

یارب نظری کان شاه از پرده بدر آید



توسط : رسول |  
دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت الله العظمی خامنه ای به مناسبت فرارسیدن نیمه شعبان و سالروز ولادت حضرت ولیعصر (عج) گلچینی از بیانات آیت‌الله خامنه‌ای را در مورد حضرت ولی‌عصر ارواحنا له‌الفداء منتشر کرده است:



ادامه مطلب
توسط : رسول |